درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩
خودشان میخواهد قابل مبادله و معاوضه نیست ، اگر چه ارزش این نسبت به آن چیزی که با این میخواهد مبادله شود کمتر باشد و آن ارزش بیشتری داشته باشد ، باز هم قابل معاوضه نیست . یعنی آدم اگر بچهای داشته باشد که زشت باشد ، اما بچه دیگری خیلی زیبا و خیلی باهوش و خیلی خوب و تمیز باشد ، باز هم چنین آدمی حاضر نیست بچه خودش را با بچه دیگری معاوضه کند . اگر شخصی قالیچهای به ارزش هزارتومان داشته باشد ، قالیچه دیگری را که دو هزارتومان ارزش دارد ببیند ، یا آن قالیچه دیگر از جنبهای بهتر از قالیچه خودش باشد ، فورا معاوضه میکند ، اگر معاوضه نکند دیوانه است . همه به او میگویند آن قالیچه بهتر را برای خود انتخاب کن و آن قالیچه بدتر را نگیر . ولی هیچ وقت این مطلب در مورد پدر یا پسر و یا حتی در مورد معشوق مطرح نیست . هیچ کس نمیگوید آن بهترش را بگیر و این بدتر را رها کن . در این موارد خود شخص پدر یا پسر یا معشوق مطلوب است ، انسان خود او را میخواهد ، نه او را برای چیز دیگر . اشیائی را که انسان به خاطر ارزششان میخواهد ، خودشان مطلوب بالذات نیستند . ارزش آنها است که مطلوب بالذات است . و لهذا اگر چیز دیگری بیاید که ارزش بیشتر داشته باشد آن دومی را انتخاب میکند . اما اشیائی که به هر حکمی عشق و علاقه انسان به شخص او تعلق گرفته است و خود او را میخواهد ، نه چیز دیگر را ، اگر چیز دیگری که نسبت به آن ارزش بیشتری داشته باشد در میان آید ، باز هم انسان همان اولی را میخواهد و این را نمیخواهد . زیرا آن اولی ارزش بالذاتش آن قدر است ، و همین ارزش برای این انسان بالاترین ارزشها است . به همین جهت بچه خودش از همه بچههائی که در دنیا هستند ارزشمندتر است و بالاترین ارزشها است . در مورد کالا هم همین جور است . مثلا شخصی یخچالی تهیه میکند . میگوئیم : برای چیست ؟ میگوید : برای اینکه وقتی میخواهم آب بنوشم آب سرد باشد . پس انسان یخچال را به خاطر آب سرد میخواهد . آب را برای چه