درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
قبول ندارد که هر تغییر در جوهر حتما بصورت خلع و لبس است ، ممکن است که خلع و لبس نباشد و اکثرا هم چنین است و بصورت لبس بعد از لبس است . بدین صورت که جوهر در حالیکه صورتی دارد صورت دیگر را میپذیرد ، و علیالتوالی صورتهائی را میپذیرد ، نه به نحو منفصل . یعنی این پذیرفتن صورت به نحو حرکت است ، مراتب ( نوع ) واحدی را طی میکند و اشتداد پیدا میکند تا آن مراتب را بپیماید . تا اینجا بیانات بوعلی در این زمینه توضیح داده شد . از اینجا شیخ وارد اصل مطلب میشود . اصل مدعا اینست که آیا سلسله علل قابلی میتواند غیر متناهی باشد ؟ بوعلی میگوید در آنجا که جوهر و صورت عوض نمیشود و همان صورت اول باقی است ، مثل تبدیل صبی به رجل ، در اینجا شک نداریم که علل مادی نمیتواند غیرمتناهی باشد . توجه داشته باشیم که اینجا را با علل فاعلی اشتباه نکنیم .
معانی ماده در فلسفه
درباب علت مادی و ماده گاهی دو اصطلاح داریم که این دو اصطلاح در کلمات امثال شیخ هم آمده است : ماده به معنی حامل استعداد شیء : گاهی اصطلاح ماده به معنی حامل استعداد شیء است . مثلا دانه گندم ماده بوته گندم است . بدین معنا که دانه گندم حامل استعداد گندم است . ماده به معنی حامل صورت شیء : گاهی نیز چیزی را ماده چیز دیگر مینامیم بدین معنا که حامل صورت او است ، نه حامل استعداد او . مثلا بدن یک انسانی را که الان وجود دارد ماده نفس او میخوانیم ، نه به این معنا که حامل استعداد نفس است ، بلکه حامل فعلیت نفس است . البته هر چیزی که حامل استعداد است همان است ، که بعد حامل صورت میشود . وقتی که میگوئیم دانه گندم حامل استعداد بوته گندم است ، یا نطفه حامل استعداد انسان است ، در واقع نطفه هم اکنون