درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٤
موجود نیست . در اینجا شیخ " عقل علی المعنی البسیط " را آورده است . اگر ما باشیم و این کلمه و قرینهای که شیخ درباب نفس گفته است ، میتوانیم بگوئیم اشاره به همان حرفی دارد که الان عرض کردیم . و اگر بخواهد چنین باشد ، تقریبا راهی میشود برای آن مطلبی که بعد صدرالمتألهین مطرح کرد و گفت که واجب تعالی حتی در مرتبه ذات علم به اشیاء دارد ، بدون آنکه کثرتی در مرتبه ذات باشد . ولی از قرائنی که اینجا ذکر کرده ، و این که این حرف را دنبال نکرده ، مقصود شیخ از عقل بسیط این است که مانند آنچه در نفس هست که به صورت ترتب زمانی و تأخر زمانی است ، نمیباشد . در اینجا دو مطلب است که این دو مطلب باید توضیح داده شود : یکی همین که کسی خیال نکند که وقتی گفتیم علم به ذات علت است از برای علم به معلول اول ، و علم به معلول اول علت است از برای علم به معلول دوم ، در اینجا تقدم و تأخر زمانی در کار است . نه ، چنین نیست .
قیام صدوری صور علمیه حق تعالی به ذات او
دیگر این که اگر این علم را از نوع علم حصولی و شبیه به علم حصولی و علم ارتسامی میدانیم ، کسی خیال نکند که در آنجا حال و محلی هست . در آنجا که شیخ میگوید " فی نسبةالمعقولات الیه " میخواهد این مطلب را بیان کند . که قیام صور علمیه به حق تعالی قیام صدوری است ، نه حلولی .