درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣
آن لوله خودکار وجود داشت . نه به صورت کثرت که یکی " الف " باشد و
دیگری " ب " و دیگری " سین " و . . . آن مرکب داخل خودنویس نه شکل
دارد و نه به صورت تفصیل است . پس این در آن وقت هم وجود داشت و هم
وجود نداشت . به نحو جمعی و بساطت وجود داشت ، و به نحو کثرت وجود
نداشت .
این که گفتیم با اندک تفاوت ، آن تفاوت اندک هم نیست . در اینجا
مرکب از جای خودش تنزل میکند و دومی را خلق نمیکند . یعنی همان مرکب
نقل مکان میکند و [ از داخل خودنویس به سطح کاغذ میآید ] . وقتی که
اینجا آمد دیگر آنجا خالی شده و آنجا وجود ندارد . ولی در این مثالهائی
که [ در مورد علم ] میگوئیم ، [ علم بسیط ] مبدأ خلاق و مبدأ آفریننده
است . المال ینقص بالنفقة والعلم یزکو بالاء نفاق . مال چون مادی است ،
وقتی که خرج میشود ، از مخزنش کاسته میشود ، از آن جائی که جمع بوده کم
میشود . ولی خصوصیت علم این است که هر مقدار هم که انفاق بشود ، اگر
زیاد نشود کم نمیشود . چون نسبت آن نسبت خلاقیت و آفرینندگی است .
این تشبیهی است که البته در این جهت بیان میکنند ، کما این که درباب
اصل وجود و آفرینش هم همین حرف زده میشود . مولوی میگوید :
| متحد بودیم و یک گوهر همه |
| بی سرو بیپا بدیم آن سر همه |
| یک گهر بودیم همچون آفتاب |
| بیگره بودیم و صافی همچوآب |
| چون به صورت آمد آن نور سره |
| شد عدد چون سایههای کنگره |
| کنگره ویران کنند از منجنیق |
| تا رود فرق از میان این فریق [١] |
[١] [ مثنوی مولوی / دفتر اول ، صفحه ١٦ چاپ کلاله خاور ] .