درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٢
که خواب است مجتهد است . نه این که در وقتی که او خواب است ، چون غافل از همه چیز است ، مجتهد نیست و فقط در وقتی که بیدار است و فکر میکند مجتهد است . نه ، او وقتی هم که خواب است ، یا وقتی که بیدار است و فرض کنیم مشغول غذا خوردن یا مشغول خندیدن است باز هم مجتهد است . یعنی آن ملکه به هر حال به صورت بسیط در او هست . این جور ملکات میتواند غیرمتناهی صورت تفصیلی داشته باشد . یعنی اگر غیرمتناهی مسأله هم شما عرضه بدارید که مصداق آنها بخواهد باشد ، این غیرمتناهی فروع را براساس همان ملکات جواب میدهد و هیچ محدودیتی ندارد که مثلا هزار تا یا دو هزار تا یا صد هزار تا میتواند عرضه شود . ممکن است غیر متناهی فروع بر او مترتب شود . یک نفر ریاضی دان که ضوابط ریاضی در دستش باشد ، قادر است مسائل نامحدودی را حل بکند . دیگر محدود نیست که بگوئیم صورت مسألهاش باید هزار تا باشد ، و هزار و یکمین مسأله را نمیتواند . نه ، مسائلی که تحت این ضوابط درمیآید ، ممکن است غیرمتناهی باشد . و ریاضیدان هم براساس همین ملکات غیرمتناهی را جواب میدهد . از این جهت است که میگویند نسبت این علوم تفصیلی به آن علم اجمالی و نسبت این علوم مرکب به آن علم بسیط ، و این علوم متکثر به آن علم واحد ، با اندک تفاوتی که حالا تفاوتش را هم عرض میکنم ، نسبت جوهری است که در مخزن یک قلم جمع شده است به صورت تفصیلی خطوطی که با آن قلم نوشته میشود . با یک مداد یا خودکار یا خودنویس ، شما بیست صفحه مطلب مینویسید . این مطالبی که مینویسید به صورت الفاط و کلمات و عباراتی است که شما فعلا اینجا نوشتهاید . فرض کنید که مثلا " گلستان سعدی " را از " منت خدای را عز وجل " تا آخر استنساخ کردهاید . آیا این مرکبها و جوهرها که الان اینجا وجود دارند قبلا وجود داشت یا وجود نداشت ؟ اینها که از عدم بوجود نیامدهاند ، همه اینها قبلا وجود داشت . ولی همه اینها به صورت وحدت در آن مخزن خودنویس یا در