درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٠
بوعلی از این راه وارد شده است که واجب تعالی علت تامه عالم است .
واجب تعالی علت تامه اشیاء ، و به تعبیر دیگر ، علت تامه صادر اول
است . و صادر اول علت تامه صادر دوم ، تا برسیم به علل آخر . از طرف
دیگر میدانیم که علم به علت ، علت علم به معلول است . [١] [ به
عبارت دیگر : ] واجب تعالی علت تامه است برای صادر اول ، و از طرف
دیگر واجب تعالی به ذات خودش علم دارد . این را قبلا ثابت کردهایم . و
گفتیم که علم به علت ، علت علم به معلول است . پس واجب تعالی علم به
معلول اول هم دارد .
معلول اول هم علت برای معلول دوم است . ثابت کردیم که واجب تعالی
علم به معلول اول دارد ، و گفتیم که [ علم به علت ، علت علم به معلول
است ، ] پس علم حق تعالی به معلول اول علت علم به معلول دوم است . و
این امر الی غیر النهایه هم که جلو برود . همینطور است . یعنی آنچه وجود
عینی در عالم هست ، ناشی از وجود علمی است . علم حق تعالی به ذات خود
علت است از برای علم به صادر اول ، و ذات حقتعالی علت است از برای
عین صادر اول . باز خود صادر اول علت است برای صادر دوم ، و علم به
صادر اول علت است از برای علم به صادر دوم ، الی غیرالنهایة . پس هستی
قهرا یک نظام علمی پیدا میکند ، در مقابل نظام عینی .
تفاوت بیان بوعلی و شیخ اشراق در علم واجب به غیر
به آن بیان شیخ اشراق ، نظام علمی عین نظام عینی است . البته اینها با هم منافاتی هم ندارند . چون آن علم حضوری است و این علم حصولی است .این بیان برای این است که یک نظام علمی مقدم بر نظام عینی وجود دارد .
به همان ترتیبی که میان اعیان اشیاء رابطه علی و معلولی هست ، عین همان ترتیب هم در نظام
[١] خواجه طوسی [ ره ] یک بیانی در همینجا دارد که خود شیخ به آن صورت بیان نکرده است .