درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧
کتاب برای پروردگار آنچنان حضور دارد که علم من به این کتاب پیش من حضور دارد . این اطاق از ما پنهان است و تصویری از آن پیش ما حاضر است . ولی تمام اطاق به تمام ظاهر و باطن خودش ، به تمام وجود خودش ، و به تمام هستی خودش برای پروردگار حضور دارد . این است که تمام عالم هستی مراتب علم پروردگار میشود ، و عالم عین معلوم میگردد . یا لااقل این خودش مرتبهای از علم است ، که مطلب درست هم همین است . تمام عالم ، به علم حضوری معلوم پروردگار است ، یعنی معلوم عین علم پروردگار است . خود عالم دفتر علم پروردگار است ، کتاب علم پروردگار است ، کتاب پروردگار است . این هم سخنی است که امثال شیخ اشراق گفتهاند ، که سخن درستی است . سؤال : در مورد معلومهائی که هنوز بوجود نیامدهاند و به تدریج بوجود میآیند ، چگونه میشود ؟ استاد : علم معالعلوم است . آن وقت علم و معلوم هر دو با هم بوجود میآیند . در این جا دیگر مسأله علم قبل از معلوم نیست ، همیشه علم معالمعلوم است . - : وقتی علم عین معلوم است و معلوم عین علم ، پس یک نوع وحدت وجود است . استاد : باشد ، کسی که از وحدت وجود بدش نمیآید . ولی در عین حال علم عاقل به غیر با علم عاقل به ذات خودش با یکدیگر فرق دارند . این دو نوع وحدت و اتحاد است . - : آیا لازم نمیآید که در علم پروردگار تکثر باشد ؟ استاد : لازم آید ، چه اشکالی دارد ؟ - : تکثر در علم به تکثر در ذات منجر میشود . استاد : نه ، اینکه گفتم دو نوع است به خاطر همین است . نه ، لازم نمیآید . پس مطلب [ شیخ اشراق ] فیحد ذاته مطلب درستی است ، یعنی هیچ در آن خدشهای نیست .