درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٦
مقولات دهگانه بحث میکنند یکی از مقولات را مقوله کیف مینامند ، بعد مقوله کیف را به اقسامی تقسیم میکنند ، میگویند کیفیات بر چند گونه است : کیفیات جسمانی ، کیفیات نفسانی ، کیفیات متصل به کم ، کیفیات استعدادیة . در کیفیات جسمانی اموری از قبیل الوان یا حرارت و برودت و یبوست و امثال آن را ذکر میکنند . و درباب کیفیات مختصه به کم اشکال و اقسام دیگر را بیان میکنند . و از جمله ، کیفیات نفسانیه را میشمارند . در این تعبیر کیفیات نفسانیه هم مانند کیفیات جسمانیه ، نوعی کیف محسوب میشوند . آنوقت در کیفیات نفسانیه حالاتی از قبیل لذت ، الم ، اراده ، میل و از جمله علم را میشمارند . درباب مقولات معمولا همین کار را میکنند . حتی کسانی هم که نظریه آنها این است که علم از سنخ وجود است ، این حساب را بهم نمیریزند . این حسابی که از قدیم و شاید از زمان ارسطو بوده و مقولات را چنین تقسیم میکردند ، این فلاسفه هم به همین شکل بیان میکنند . یعنی در واقع یک نوع تسامحی بکار میبرند . اگر با این حساب بخواهیم بگوئیم ، مطلق دانستن ، چه علم حصولی و چه علم حضوری و در علم حصولی چه تصدیق و چه تصور ، همه کیفیاتی هستند که عارض بر نفس میشوند . برخلاف کیفیات جسمانیه که عارض بر جسم میشوند . اگر ما با این حساب جلو بیائیم و بخواهیم به تعبیر امروز بیان کنیم ، علم هم خودش یک پدیده است ، یک فنومن است . در میان پدیدههای عالم که در نتیجه یک سلسله ترکیبات در عالم پیدا میشوند ، علم هم خودش یک پدیده است . همانطور که پدیدههائی چون الوان و شکلها داریم ، پدیده خاص دیگری هم در کنار آنها داریم که نام آن علم است . ولی این بحثی است که درباب مقولات میکنند . درباب وجود ذهنی که بحث علم از جنبه دیگری در آنجا مطرح است ، و یا درباب اتحاد عاقل و معقول که در آن هم از جنبه دیگری بحث علم مطرح میشود ، [ علم از سنخ وجود شمرده شده است ] .