درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢
حال اتحاد عاقل و معقول هم هست . آنها میگفتند ما دو معقول داریم : معقول بالذات و معقول بالعرض . معقول بالعرض که وجود عینی اشیاء است ، هیچ وقت با ذهن ما متحد نیست . معقول بالذات عبارت از همان دنیای ذهن خود ما و صورتهای ذهن است که با آن معقولهای خارجی انطباق دارد و با آن منطبق میشود . نفس انسان با صورتهای ذهنیه خودش نوعی وحدت و اتحاد دارد . یعنی این صور ذهنیه را شما امر عارضی برای ذهن تلقی نکنید . یعنی این جور خیال نکنید که صور ذهنی برای ذهن نظیر نقش است برای دیوار ، یا نظیر رنگ است برای جسم . نه ، بلکه ذهن در عمق خودش با این صورتها متحد میشود ، و از حالتی به حالت دیگر متحول میشود و به آن صورت درمیآید . یعنی اگر الان مثلا انسان دنیا را تعقل میکند ، وجودش عین وجود خارجی آن اشیائی که تعقل کرده نیست . ولی نفسش در عالم ذهن خودش متصور به آن ماهیتهائی میشود که آنها را تعقل کرده است . این جا است که میگویند :
| ای برادر تو همه اندیشه ای |
| مابقی تو استخوان و ریشهای |
| گر بود اندیشهات گل ، گلشنی |
| وربود خاری تو هیمه گلخنی [١] |
[١] [ مثنوی معنوی ، دفتر دوم ، ص ١٤ ] .