درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨
پس " و الذی یحتمل نیله " یعنی آنکه نیل آن را حمل میکند ، آنکه میتواند نائل به آن معقول شود ، ولی بالامکان میتواند نائل شود ، همان عقل بالقوه است . پس به معنای " یحتمل نیله " درست توجه داشته باشید . البته شیخ و این حکما حرف ارسطو را که توجیه میکنند ، به آن شکل توجیه نمیکنند که نفس از ابتدا تا انتها به حسب جوهرش در او تغییراتی پیدا شده باشد . این را در بحثهای گذشته هم در یک جا خواندیم . شاید خود ارسطو نمیتوانسته چنین حرفی را بزند ، یعنی مبانی او اجازه نمیداده که چنین نظری را بگوید . برای اینکه اینها میتوانستند در طبیعت قائل به کون و فساد شوند ، ولی در عقل نمیتوانستند . زیرا عقل را مجرد میدانستند ، و در این صورت نمیتوانستند قائل به کون و فسادش باشند . به همین جهت سؤال شما [ خطاب به یکی از شاگردان ) درست و بجا بود . آن چیزی که این برای او ذات او است ، یعنی آن چیزی که تعقل عین ذاتش است او را عقل بذاته مینامیم . آن چیزی که نائل میشود ، چه بالقوه و چه بالفعل ، عاقل میگوئیم ، و نائل شده را معقول میگوئیم ، و نیل را عقل میگوئیم . پس ضمیر " والذی هو له ذاته . . . " به نیل برمیگردد : آن چیزی که این نیل خاص ذات او است ، آن اسمش عقل است . حالا همین بحث را میکنیم که آیا نیل و نائل و نائل شده لزوما باید سه چیز باشند یا میتوانند یک چیز باشند . قدتبین لک هذا فالبری عن الماده والعلائق ، المتحقق بالوجود المفارق ، هومعقول لذاته ، ولانه عقل بذاته و هو أیضا معقول بذاته فهو معقول ذاته ، فذاته عقل و عاقل و معقول ، لا أن هناک أشیاء متکثره . ببینید : گفتیم که شیخ با " قدعرفت " این مطلب را بیان کرده که در گذشته گفتهاند : کل عاقل مجرد و کل مجرد عاقل . قضیه را از دو طرف بیان کردهاند ، و گفتهاند که این از باب عکس نیست . که بگویند عکس موجبه کلیه ، موجبه کلیه نیست . هر کدام برهان مستقل دارد . کل مجرد عاقل یعنی هر امر مجرد غیر مادی