درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣
خود ، آن را شهود میکنیم . خودمان را هم اگر شهود میکنیم به تبع حضور خودمان در پیش خودمان است . و اگر غیر خودمان را هم شهود میکنیم ، به سبب صورتی از او است که پیش ما حاضر است ، و آن صورت مشهود واقعی ما است ، و آن صورت با خارج تطابقی دارد . همه این جهت را قبول دارند و هیچ کس منکر نیست که وقتی اشیاء را درک میکنیم ، [ وجود عینی آن نزد ما حاضر نیست ] . حتی مادیین هم میگویند که درک در مغز صورت میگیرد ، و آن درک تصویری است که مثلا براثر رابطهای که میان خارج و سلسله اعصاب ما برقرار میشود ، آن تصویر پیدا میشود و یک ترکیبات شیمیائی هم احیانا صورت میگیرد ، یا مثلا یک صورت فیزیکی در مغز هست ، یک فعل و انفعالی در آنجا هست . ولی [ همین مادیین ] هم میگویند آنچه شما درک میکنید ، همان است که در مغز شما است . بعد ناچار است که بگوید یک نوع تطابق میان این تصویر و آن خارج هست ، غیر از این راهی ندارد . خیلی وقتها این اشتباه پیش میآید که [ گفته میشود ] تا آنجا که علم حضوری است غفلت است ، وقتی علم حصولی میآید تنبه و آگاهی و شهود هست . نه ، اصلا علم و تنبه و آگاهی و شهود همه از آن علم حضوری است . علم حصولی هم همه آن [ آگاهی و شهود ] را دارد ، ولی به تبع آن علم حضوری ، و به قول حکما آنها را دارد ولی بالعرض نه بالذات . سؤال : میتوانیم بگوئیم که تجلیگاه علم حضوری در انسان ، وقتی از مرحله کودکی تکامل مییابد ، علم حصولی است ؟ استاد : نه ، ببینید : یک مطلب این است که ما چگونه به خود علم حضوری پیدا میکنیم ، و مطلب دیگر این است که چه موقع علم پیدا میکنیم که علم حضوری داریم ، که این یک علم دیگری است ، خود این یک حضور دیگر است . حیوان به خود علم حضوری دارد ، ولی شاید هیچ وقت هم علم پیدا نکند به این که