درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦
است . ولی چون خودم پیش خودم هستم از خودم آگاهم . خودم عین حضور در نزد خودم هستم ، خودم برای خودم هستم ، خودم پیش خودم هستم ، یعنی خودم از خودم پنهان نیستم . حالا که چنین است ، پس همه چیزها باید به خود آگاه باشند . چون تنها من نیستم که پیش خودم هستم . دیوار هم خودش پیش خودش است ، پس باید خودآگاه باشد . اما اگر من بخواهم به دیوار آگاه باشم باید به تبع تصویری از دیوار ، به دیوار آگاه باشم . دیوار هم قهرا باید خودش به خودش آگاه باشد ، ولی اگر بخواهد به من آگاه باشد باید به تبع تصویری باشد . حال آن که ما میدانیم که خود آگاهی اختصاص به بعضی از موجودات دارد ، نه همه موجودات . این سؤال خوبی است . و جوابش را چنین میدهند که اگر شیء مادی شد ، حتی خودش هم پیش خودش حضور ندارد . شیء مادی و وجود مادی یعنی وجود متشابک با عدم ، این وجود ، خودی دارد که هر چه این خود را تحلیل کنیم ، حضور و غیبتش با یکدیگر یکسان است . برای این که موجود مادی ابعاد دارد ، حرکت دارد ، زمان دارد ، و مکان دارد . شیئی که ابعاد دارد ، در عین اینکه شیء واحد است ، [ اجزاء دارد ] . جسم واحد ، چه بزرگ باشد و چه یک ذره کوچک ، با این که شیء واحد است ، ولی همین شیء واحد نحوه وجودش به گونهای است که هر مرتبهاش از مرتبه دیگر پنهان است ، این طرف آن از طرف دیگرش پنهان است . موجود زمانی و موجودی که متحرک است ، هر مرتبهای از حرکت آن ، از مرتبه