درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١
و آنچه گفته میشود در مقام مثال است . مثلا فرض کنید سیب سبزی را که دارد قرمز میشود ، اگر بخواهید بین آن طرفش که قرمز قرمز است و آن طرفش که سبز سبز است مرزی معین کنید ، و یک خطی معین کنید که از این جا سبز است و تا اینجا قرمز است ، ممکن نیست . سبزی تدریجا به قرمزی تبدیل میشود بدون اینکه بشود مرزی معین کرد . - : یعنی این یک موجودی است که هم جنبه مجرد دارد و هم جنبه مادی . استاد : بله ، چون مسأله حرکت در اینجا مطرح است . با حرکت از مادیت به تجرد میرسد ، و در حرکت هم قوه و فعلیت با همدیگر متحد هستند . یعنی حد و مرز میانشان نیست . هر حدی را شما در نظر بگیرید ، این حد نسبت به قبلش فعلیت است و نسبت به بعد از خودش قوه است . ولی خود همان حد هم باز تقسیم میشود به قبل و بعد که باز نیمی از آن قوه است و نیمی دیگر فعل ، و آن نیمش هم باز تقسیم میشود به قوه و فعل . الی غیرمتناهی هم که شما جلو بروید ، همینجور تقسیم میشود ، و نمیشود مرزی برایش معین کرد . - : وقتی انسان میمیرد چه میشود ؟ استاد : وقتی میمیرد قوه باطل میشود ، چون مردن مساوی با این است که ماده از حرکت میافتد ، ماده که از حرکت افتاد ، هر مقداری از تجرد که حاصل شده ، همان مقدار از نفس انسان است . - : و در آن دیگر حرکت نیست ؟ استاد : نه ، در او دیگر حرکت نیست . - : پس حرکت اشتدادی هم دیگر نیست ؟ استاد : نه ، دیگر نیست . هر مقدارش که در طبیعت به حد قوه مانده باطل میشود . هر مقدارش که به فعلیت رسیده ، آن همان نفس انسان است . - : تکامل برزخی چه میشود ؟ استاد : تکامل برزخی اگر هم باشد به این شکل نیست . به شکل ماده و