درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧
محض . خیر به حسب تحلیل چیست ؟ خیر ، در خیر نسبی ، آن است که یتشوقه شیء خاص ، و در خیر مطلق ، آن است که یتشوقه کل شیء . در تحلیل خیر گفتیم که باید رابطه طلب و مطلوب در کار باشد تا خیر معنی داشته باشد . عدم از آن جهت که عدم است هرگز متشوق الیه و مطلوب نیست . بلکه از آن جهت که به دنبال آن وجود یا کمال وجود است ، [ مطلوب است ] . ببینید ، همانطور که وجود از آن جهت که وجود است ، مطلوب است ، و عدم از آن جهت که عدم است مهروب عنه است ، قهرا اگر وجودی منشأ یک عدم بشود از آن جهت که منشأ عدم است مهروب عنه میشود . مثل جنگ که از آن جهت که منشأ شرور واقع میشود مورد تنفر است . همچنین بعضی از عدمها از آن جهت که منشأ وجودها میشوند ، باز مطلوب واقع میشوند . ممکن است کسی بگوید : آیا میشود که گاهی خود عدم مطلوب واقع شود ؟ میگوئیم : بله ، ولی نه از آن جهت که عدم است ، بلکه از آن جهت که منشأ یک وجود میشود ، این عدمها پایه برای وجودها ، واقع میشوند . یعنی از باب این که گاهی یک وجود برای وجود دیگر شر است و منشأ یک عدم میشود ، عدم آن وجود قهرا برای این خیر است . گفتیم که این وجود فی حدذاته خیر است ، آن وجود هم فی حدذاته خیر است ، ولی این وجود ممکن است برای آن وجود شر باشد . حالا که این وجود برای آن وجود شرشد ، عدم این وجود قهرا برای آن خیر است . حالا اینجا است که مسأله شر قلیل و خیر کثیر پیش میآید . در این وجود الان خیری است و شری است . برای ذات خودش خیر است و برای آن وجود شر است . و عدمش برای خودش شر است و برای این خیر است . و آن وقت اگر این وجود خیر قلیل باشد و آن وجود خیر کثیر باشد ، عدم این وجود نسبت به خود این وجود خیر کثیر میشود . [ زیرا سبب حفظ وجود آن خیر کثیر میشود ] . این است که درباب خیر و شر بعدها این مسأله مطرح خواهد شد که شر قلیل برای حفظ خیر