درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨
ده گردو داشته باشیم و نسبت جفت بودن را به گردوها بدهیم و بگوئیم این گردوها جفت هستند ، نه طاق ، [ این جفت بودن عارض گردوها است ] . لازمه ذات گردو از آن جهت که گردو است ، این نیست که جفت باشد . گردو میتواند که طاق باشد و میتواند جفت باشد . ولی این گردوها در اینجا به علل خاصی جفت هستند . چرا ؟ چون در اینجا ده تا گردو است ؟ چرا ده تا است ؟ این هم خودش یک علتی دارد . پس جفت بودن برای گردو امری عارضی است و معلل به علل خارجی میباشد . ولی جفت بودن برای خود عدد ده ذاتی آن عدد میباشد ، این دیگر علت خارجی ندارد . آنها میگویند موجودیت برای حق تعالی نظیر جفت بودن است برای عدد ده . ولی موجودیت برای غیر او نظیر جفت بودن برای گردو است . این حرفی است که آنها میزنند ، این حرف را البته ما قبول نداریم ، به جهت آن بیانی که درباب انتزاع موجودیت میگویند . و آن این است که موجودیت از هیچ چیزی غیر از وجود انتزاع نمیشود . هر ماهیتی را که ما بخواهیم در نظر بگیریم ، محال است که ماهیت به نحوی باشد که موجودیت از حاق ذاتش انتزاع شود . جز از وجود و حقیقت وجود از چیز دیگری انتزاع نمیشود . پس این نزاع ، یک نزاع مبنائی است که ما این حرف را قبول نداریم . ولی اگر ما از این [ نزاع مبنائی ] صرفنظر کنیم ، جا دارد که آن بحث را مطرح کنند و آن استدلال را بیاورند . سؤال : پس اگر از این صرفنظر نکنیم ، این استدلال اینجا درست نیست ، چون لازمه آن استدلال که در آن جلسه گفته شد ، واجبالوجود بود . استاد : نه ، این به طریق اولی درست است ، یعنی این دو تا برهان هماهنگ یکدیگرند نه بر ضد یکدیگر . شما اینجور میگوئید که اولا ذات واجبالوجود نمیتواند ماهیت باشد ، ثانیا به فرض اینکه ماهیت باشد ، آنوقت رابطهاش با تشخص چه میشود ؟ اینها که بر ضد یکدیگر نیست ، آن حرف که با این هماهنگ است ، نه ضد آن .