درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
من حیث هو واجبالوجود ، و بالنظر الی ذاته من حیث هو واجبالوجود لیس
[١] بواجبالوجود ، لان له شیئا به یجب ، وهذا محال اذا اخذ مطلقا غیر
مقید بالوجود الصرف الذی یلحق الماهیه ، واذا اخذ لاحقا للماهیة فانه و
ان کان قد [٢] یقارن ذلکالشیء فلیست تلک الماهیة ألبته واجبةالوجود
مطلقا ، ولا عارضا لها وجوبالوجود مطلقا ، لانها لاتجب فی کل وقت ، و
واجبالوجود مطلقا یجب فی کل وقت ، ولیس هکذا حالالوجود اذا أخذ مطلقا
غیر مقید بالوجوب الصرف الذی یلحق الماهیه فلا ضیر لوقال قائل : ان ذلک
الوجود معلول للماهیة [٣] من هذهالجهة أو لشیء آخر .
[ پس اگر وجوب وجود خود حقیقت داشته باشد ، در این صورت ] اگر لازم
باشد که به این ماهیت تعلق بگیرد و نه غیر از آن ، که اگر به این ماهیت
تعلق نداشته باشد این واجبالوجود ، واجبالوجود نیست ، پس معنی
واجبالوجود از
[١] " لیس " خبر " فیکون " است [ از اینجا غلط بودن " فلایکون " روشن میشود ] . [٢] در اینکه " قد " تحقیقی است یا تقلیلی ، مرحوم سبزواری آن را تقلیلی میداند و درست هم هست . منظور از مرحوم سبزواری ، ملامحمد باقر سبزواری است که حاشیهای بر شفا دارد . سبزواری معروف همان مرحوم حاجی سبزواری است که حدود صد سال پیش میزیسته است و صاحب کتاب " منظومه " و حاشیه بر " اسفار " ملاصدرا است . مرحوم محمد باقر سبزواری فقیه بوده و بیشتر شهرتش در فقه است و در عصر صفویه بوده است و تقریبا یک دوره از ملاصدرا متأخر است و شاید همدوره شاگردهای ملاصدرا است ، همدوره مرحوم فیض است . مدرسه ملامحمد باقر مشهد که آن را خراب کردند بنام او است ، یعنی او تأسیس کرده بود که در بالا خیابان مشهد قرار داشت . او مردی عالم و فاضل بود ، فقیه زبردستی بود و کتابی بنام " ذخیره " دارد . در فقه آراء او خیلی نقل میشود . حکیم نسبة خوبی بوده ، از حاشیهای که بر " شفا " نوشته نشان میدهد که مرد حکیمی بوده است . البته حاشیه او بر " شفا " چاپ نشده است . [٣] در بعضی نسخهها " معلولالماهیة " آمده ، ولی همان " معلول