درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
هستند ، یعنی آنها هم ذات متصف به وجودند . پس غیر مطلق به اصطلاح قدما بر دو قسم است : هم مطلق به اصطلاح امروزیها را شامل میشود و هم آنچه را که امروز نسبی مینامند . آنچه که امروز میگویند همه چیز نسبی است نه تنها میخواهند واجبالوجود را نفی کنند ، بلکه هر موجود غیر زمانی و غیر مکانی را نفی میکنند . یعنی اینها تمام وجود را موجوداتی میدانند که محدود به حد زمانی و محدود به حد مکانی و مقید و مشروط به شرائط باشد . اگر چنین باشد ، معنایش همان ماتریالیسم میشود . یعنی چیزی ماورای امور زمانی و مکانی وجود نداشته باشد . اگر کسی یک چنین بینشی داشته باشد ، آنوقت قهرا باید بحثهای دیگری را که پیش میآید ( پاسخ گوید ) . از جمله اینکه : اگر همه چیز را نسبی بدانیم و همه امور را مشروط به زمان و مکان بشماریم ، در مورد زمان چه میگوئیم ؟ آیا خود زمان را هم میتوانیم به این معنا نسبی بدانیم ؟ آیا میتوانیم وجود زمان را مشروط به زمان و مکان و مشروط به شرایط دیگر بدانیم ؟ اگر زمان هم مشروط به زمان باشد و نسبی باشد معنایش این است که اولا باید زمان هم در زمان وجود داشته باشد ، و ثانیا زمان باید در یک زمان موجود باشد و در زمان دیگر وجود نداشته باشد ، تا بتوان گفت وجودش نسبی است . اولا زمان در زمان وجود ندارد ، ثانیا اگر هم فرض کنیم که مجازا مثلا زمان در زمان وجود دارد ، زمان در همه زمانها وجود دارد ، نه اینکه در یک زمان وجود دارد و در زمان دیگر وجود ندارد . پس ما میتوانیم حتی در خود طبیعت هم موجود غیرنسبی بیابیم . در مورد حرکت نیز چنین است . آیا حرکت وجود نسبی دارد ؟ آیا همه حرکتها و مطلق حرکت را میتوانیم نسبی بدانیم ؟ البته ما حرکتهای نسبی داریم ، کما اینکه سکونهای نسبی هم داریم ، در اینکه سکون نسبی است شکی نیست ، حرکتهائی هم که منتهی به سکون میشوند نسبی میباشند . ولی آیا میتوانیم همه حرکتها و مطلق