درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
در زیر آن قرار گرفته ، و با مقایسه با این فرش برروی آن قرار گرفته . حال اگر شما ضبط را از اینجا بیرون ببرید یا سقف را خراب کنید و از روی این بردارید آیا اکنون که زیر سقف نیست چیزی از او کسر شده است ؟ نه ، چنین نیست . یا اینکه مثلا این کتاب اکنون زیر دست من است و بنابراین عنوان تحت بر او صدق میکند و این صفت واقعا برای او هست که این کتاب زیر دست من است . من دستم را برمیدارم و این کتاب از زیر دست من خارج میشود . آیا باز هم صفت تحنیت بر او صدق میکند ؟ آیا اکنون که این صفت بر او حمل نمیشود چیزی از آن کم شده است ؟ خیر . پس چه بوده است ؟ این شیئی که در این جا بود ، بودن آن در اینجا وضع و معادلاتی بوجود آورده بود که مثلا در مقایسه با مرکز زمین ، نسبت به این دست ، به آن مرکز نزدیکتر بود و این دست دورتر قرار میگرفت . به همین جهت گفتیم که کتاب در زیر است و دست بر روی آن . وقتی که ما دست را برمیداریم درست است که دست حرکتی کرده است ولی تغییر و تبدیلی در کتاب پیدا نشده است ، وضع و نسبتش عوض شده است . بنابراین چنین نیست که هر جا بخواهد صفتی بر چیزی صدق کند باید چیزی بر ذات او علاوه شود تا آن صفت صدق نماید . ممکن است کسی بگوید : چطور شما میگوئید ذات واجبالوجود بسیط است ؟ مگر شما نمیگوئید ذات واجبالوجود اول است ؟ پس چیزی است که اول است ، پس ذاتش و حقیقتش یک امر است و اول بودنش یک امر دیگر . بنابراین در اینجا ترکیب پیدا شد و او واحد نیست . جواب این است که اولیت به معنی مقایسه است . همینقدر که واجبالوجود باشد و واحد باشد و همه موجودات از او صادر شده باشند . کافی است که اولیت انتزاع شود . سؤال : در مورد علت و معلول چه ؟ استاد : علیت هم همینجور است . علیت مبدئیت است برای فعل .