درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
کمال است و طبیعت آن را جستجو میکند و جبلتا به سوی او در حرکت است همه از اعراض است ؟ یا اینکه طبیعت میتواند کمال جوهری هم داشته باشد ، غایت جوهری هم داشته باشد ؟ این از آن جاهائی است که راه کسانی که قائل به حرکت جوهری هستند و کسانی که قائل به حرکت جوهری نیستند . سخت از همدیگر جدا میشود . امثال بوعلی که معتقدند تبدلات جوهری به صورت کون و فسادند ، قهرا به این معتقد نیستند که این کونها مطلوب طبیعت هستند ، بلکه اینها را تابع علل خارجی میدانند ، یعنی چیزی شبیه حرکت ، آنهم حرکت قسری ، میتوانند داشته باشند ولی دفعی است . مثلا آبی که الان وجود دارد و به عقیده فلاسفه معجونی از ماده و صورت است هیچ اقتضای هوا شدن در او نیست ، مثل همان هسته خرما است نسبت به خاکستر شدن . به همان اندازه که هسته خرما استعداد خاکستر شدن را دارد این هم استعداد هوا شدن را دارد ولی الان حرکتی به سوی هوا شدن ندارد . اگر عوامل خارجی اقتضا کنند و صورت مایع را از او بگیرند و شرایط را بسازند هوا میشود . و لهذا متقابلا هوا هم آب میشود . تبدلات در جوهر به اینگونه است . در جوهر قائل به حرکت نیستند ، پس جوهر هرگز غایت جوهری ندارد . جوهر همیشه غایاتش عرضی است . مثلا جوهر مکان خاصی را طلب میکند ، آن جوری که قدما معتقد بودند که آب و خاک مرکز کره زمین را طلب میکنند و هوا و آتش سطح مقعر آن را طلب میکنند . این غایات طبیعت است ولی غایات عرضی است . اینکه مکانی را جستجو میکند ، مکان خود یک عرض است . یا مثلا طبیعت سیب جستجو میکنند قرمزی را و شیرینی را ، یعنی طبیعت دنبال این کیفیت است و از درون خودش به سوی او است . این یک حرکت طبعی برای طبیعت سیب است ، ولی طبیعت در جستجوی چیست ؟ در جستجوی یک کیفیت خاص ، کمالش در یک کیفیت است ، کمالش سرخ شدن است ، شیرین شدن است ، لطیف شدن است ، ازدیاد حجم آن سیب است و اینکه فرض کنید شکل سیب زیباتر شود . پس