درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
جبلت ذاتی خودش به سوی آنها در حرکت است ، کافی است که مانع را از سر راه حرکتش برداریم تا او خود حرکت را انجام دهد . اگر مانع و عائقی در میان باشد . طبیعت کارش را انجام نمیدهد ، ولی همینقدر که مانع برداشته شد او کارش را انجام میدهد . این برخلاف اموری است که در جبلت طبیعت نیست ، در آن موارد نبودن مانع کافی نیست . زیرا حرکت این طبیعت از درون خودش سرچشمه نمیگیرد . لهذا میگویند که حرکت بر دو قسم است : طبعی و قسری . میگویند حرکت طبعی حرکتی است که اگر طبیعت را به خود واگذاریم و همه موانع را از جلو او برداریم نیازی به عامل بیرونی برای حرکت ندارد ، این از درون خودش این حرکت را ایجاد میکند . در قدیم که هنوز قوه جاذبه را کشف نکرده بودند این جور فکر میکردند که میگفتند اگر ما سنگی را از بالا رها کنیم و مانعی هم سر راه او نباشد ، یعنی جسمی سنگینتر و محکمتر از خودش سر راه نباشد ، این سنگ به طبیعت خودش به سوی پائین میآید و طبیعتش آن را به پائین میکشاند . حرکت قسری اینچنین نیست ، عدم مانع برای این حرکت کافی نیست ، بلکه یک عاملی از بیرون باید بیاید و او را به سوی آن هدف بکشاند . پس از جمله خصوصیات حرکت استکمالی این است که نبودن عوائق و موانع کافی است که طبیعت حرکت خودش را به سوی آن کمال و غایت انجام دهد ، و به همین جهت هم حرکت گفته میشود ، یعنی طبیعت تدریجا میکوشد که خودش را به آن غایت برساند .
غایات و کمالات جوهری و عرضی
قهرا در اینجا یک مطلب خیلی مهمی طرح میشود ، اگر چه آنها این مطلب را در اینجا مطرح نمیکنند ، آن مطلب مهم این است که آیا غایات طبیعت همیشه غایات عرضی است ؟ آیا کمالاتی که طبیعت آنها را جستجو میکند کمالات عرضی است ؟ البته همه اعراض طبیعت کمالات نیستند ، ولی آیا آنچه که از نوع