درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣
میشود از بوعلی کرد ، آن سؤال این است : تکون الرجل من الصبی را که شما میگوئید به نحو استکمال تدریجی است ، آیا این استکمال واقعا در جوهر این شیء واقع میشود ؟ به این معنا که وقتی انسان صبی به انسان رجل تبدیل میشود در جوهریتش تکامل پیدا میشود ؟ به عبارت دیگر ، آیا جوهر انسان در صبی با جوهر انسان در رجل فرق دارد ؟ جوهر صبی ناقص است و جوهر رجل کامل ؟ با قطع نظر از اعراض آن و بدون اینکه با اعراضش کاری داشته باشیم . جوهر انسانیت که صورت نوعیه انسانیت و نیز نفس انسانی هم نامیده میشود و فعلیت انسانیت است غیر از اعراض انسانی است . آیا خود این جوهر و صورت نوعیه و نفس اشتداد و تکامل پیدا میکند ؟ اگر از نظر شما خود آن اشتداد و تکامل پیدا میکند در این صورت باید قائل باشید که حرکت در خود جوهر صورت گرفته است . و این مطلبی است که هم شما که بوعلی هستید و هم ارسطو شدیدا آن را انکار کردهاید و گفتهاید که محال است که حرکت در جوهر انجام گیرد . لازمه عقیده شما همیشه این بوده است که نفس جنین در آغاز پیدایش ، که مثلا از حدود چهار ماهگی جنین است ، با نفس یک عالم کاملی که عالیترین درجات علم و کمال و فضیلت و اخلاق را بدست آورده است هیچ تفاوتی ندارد و در نفس کوچکترین تغییری پیدا نشده است . از نظر شما نفس حقیقتی است که از همان اولی که پیدا شود خود آن حقیقت نه کم میشود و نه زیاد ، نفس کم و زیاد نمیشود ، در همه حال نفس یک چیز است . فرق یک نوزاد با یک صبی و صبی با یک جوان و صبی و جوان با یک آدم تحصیلکرده و فیلسوف کامل که شده عالما عقلیا مضاهیا للعالم العینی در چیست ؟ در جوهر که تفاوتی پیدا نمیکنند ، پس در عوارض است . یعنی یک سلسله اعراض نفسانی در انسان کامل پیدا شده که آن نوزاد و صبی از این اعراض نفسانی خلو است . فرق بین نفس نوزاد و نفس انسان کامل بنابر عقیده شما مثل اینست که ما یک اطاق صاف و سفید داشته باشیم که هیچ خطی روی آن وجود نداشته باشد . آنگاه بیایند و در آن اطاق نقاشیهای زیادی بکشند و یک