درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
فسادی رخ میدهد و کونی ، فساد صورت نوعی مائیت و کون صورت نوعی هوائیت . برعکس ، اگر هوا تبدیل به ماء شود صورت هوائیت فاسد میشود و صورت مائیت کائن میگردد . این به نحو استحاله است ، زوال صورتی و پیدایش صورت دیگر . ارسطو گفته است که نوع دوم تبدیل به نحو استکمال است . به این نحو که کمال صورتی پیدا میشود نه زوال صورتی . یعنی یک ماده در حالیکه صورتی را واجد است بدون آنکه بخواهد آن صورت را رها کند به سوی یک سلسله کمالات خودش حرکت میکند . آنچه را که دارا است حفظ میکند معذلک به یک سلسله کمالات هم مستکمل میشود . در این مورد به " کون الصبی رجلا " مثال زده است ، صبی علت مادی برای رجل است ، یعنی صبی ماده رجل است . پیدا شدن رجولیت به این است که صبی رجل میشود . رجل شدن صبی بدین ترتیب نیست که چیزی وجودی بنام صبی را که یک کمالی است از دست میدهد و کمال دیگری که رجل است به جای آن میآید . در رجل شدن صبی اگر چیزی از دست داده شود فقط جنبههای عدمی و نقصها است که از دست داده میشود . اینجا مثل تبدیل آب به هوا یا هوا به آتش نیست . این همه حرف ارسطو است .
یادآوری ایرادهای وارده بر بیان ارسطو
ایرادهای زیادی بر ارسطو گرفته بودند . یکی از ایرادها این بود که تقسیم ارسطو جامع نیست ، اقسامی خارج از این تقسیم میمانند ، چگونه ؟ گفتند که ما میتوانیم مطلب را چنین تقسیم کنیم : " کون شیء من شیء " به دو نحو است : یکی اینکه از شیء اول چیزی زایل میشود که همان حالت استحاله است ، دیگری اینکه از شیء اول چیزی زایل نمیشود که همان حالت استکمال است . این حالت خود به دو نحو است : یا این است که کمال دفعی برای شیء پیدا میشود و یا اینکه کمال تدریجی . ارسطو فقط کمال تدریجی را بیان کرده است و به استکمال صبی به رجل