درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
پس ، [ ببینیم این ترکیبی که در آن صورت عناصر باقی است ] استحاله است یا استکمال ؟ اینجا که عناصر ترکیب میشوند و از ترکیب آنها یک مرکب بوجود میآید استکمال صورت نگرفته است . زیرا یک چیز نیست که مستکمل شده باشد ، چند چیز آمدهاند و جمع شدهاند و از مجموع آنها یک چیز بوجود آمده است ، نه اینکه یک شیء موجود کمالی پیدا کرده باشد . استحاله هم نیست . زیرا اگر بگوئیم استحاله است باید قائل شویم که صور عناصر زایل شده است ، ولی گفتیم که بوعلی عقیده دارد که در این ترکیبات صور عناصر زایل نمیشود . بنابراین تقسیم ارسطو از " کون شیء من شیء " شامل " کون المرکب من العناصر " نشده است . اینهم باز ایراد دیگری است که بر بیان ارسطو گرفته شده است . معلوم میشود که این ایرادها را قبلا دیگران بر ارسطو گرفتهاند که بوعلی آنها را نقل میکند و به این ایرادها جواب میدهد .
ایراد چهارم
رابعا ، این ایراد نیز مطرح است که ارسطو آمده و درباب علت مادی تعبیر " کون شیء من شیء " را آورده است . کلمه ماده یا موضوع را نیاورده ، بلکه تعبیر " کون شیء من شیء " را آورده که تعبیر ناقصی است . این تعبیر در جائی درست است که ما شیئی داشته باشیم با یک اسم خاص که از آن شیء دیگری با اسم دیگری پیدا شود ، با یک تغییر حالتی شیء دیگر با اسم دیگر پیدا شود . ولی ما مواردی داریم که اساسا " کون شیء من شیء " نیست و در عین حال مسأله علیت مادی در آنجا صادق است . یعنی ماده صورتی را قبول کرده ، اما " کون شیء من شیء " نیست . چون معنای این تعبیر ، کون شیء من شیء آخر است . و این تعبیر در جائی درست و صادق است که آن شیء اول نامی داشته باشد که با پیدایش شیء دوم نامش زایل گردد . مثل " کون الرجل من الصبی " . صبی بودن صبی متقوم به این است که اصلا رجل نباشد ، بعد که صبی تبدیل به رجل میشود ، با اینکه گفتیم