درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦
میشود ، این روح رو به کمال میرود تا اینکه فرض کنید به صورت مردی در حدود شصت سال مثل خود بوعلی میشود . از دیدگاه بوعلی جوهر این کودک از وقتی که در رحم بوده تا آن وقتی که بوعلی سینا شده هیچ فرقی نکرده است ، جوهرش همان حیوان ناطق است ، هر کمالی که پیدا کرده ، چه کمالات انسانی و چه کمالات جسمانی ، همه در اعراض است . مثلا ابعاد جسمش بیشتر شده . بعد که جوهر جسم نیست ، کمیت آن است . یا اینکه کیفیاتش تغییر کرده ، سلامتش تغییر کرده ، وزنش فرق کرده ، لطافت بدنش فرق کرده ، تمام اینها اعراضی است که تغییر کرده است . نفسانیات نیز چنین است . مثلا نفس طفل وقتی که در رحم است جاهل است ، بعد که به دنیا میآید تدریجا معلومات کسب میکند ، میبیند ، میشنود ، کم کم دارای فکر و عقل میشود ، مدرسه میرود ، مکتب میرود ، علوم مختلف میخواند و در رشتههای مختلف عالم میشود . علم چیست ؟ علم یک سلسله اعراض نفسانی برای نفس انسان است ، یک کمال عرضی است . یا اینکه انسان کمالات اخلاقی پیدا میکند . این کمالات نیز یک سلسله اعراض است . یا مثلا کمال ایمانی پیدا میکند ، شیخ میگوید کمال ایمانی هم یک سلسله اعراض است . پس اگر جوهر شیء باقی و دست نخورده باقی ماند ولی کمال پیدا کرد ، آن کمال حتما در اعراض است . اما اگر در جوهر شیء تغییری پیدا شد ، اولا به صورت کون و فساد است و مادهای یک صورت جوهری را رها میکند و صورت جوهری دیگری را میپذیرد ، و ثانیا هرگز آن شیء به طبیعت خودش به سوی آن نمیرود ، در کون و فساد چنین نیست که خود ماده کوشش کند ، صورتی را رها کرده و صورت دیگر را بپذیرد . شیخ میگوید که ماده حالت قابلی دارد و هر صورتی را میپذیرد ، و چون این صورت رفت صورت وارد شده دیگری را قبول میکند . برای ماده تفاوتی بین این صورتها نیست . و لهذا بوعلی این حرف را که در کلمات بعضی آمده است که ماده به صورت شوق و اشتیاق دارد رد میکند . در جائی میگوید این نظر اصلا از صوفیه است و از اشعار و تخیلات آنها است . اما چون