درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
ارسطو نقل میکنند . بنابراین شیخ در تفسیر " کون شیء من شیء " گفت که این تعبیر یا به نحو بعدیت صرف است ، مثل بودن میوه از درخت ، یا به نحو بعدیت نیست . اگر به نحو بعدیت نباشد خود دو قسم میشود : یا تمام جوهر اولی در دومی باقی است یا جزء جوهر . شیخ بار دیگر برمیگردد و همین قسم دوم را به تعبیر دیگر بیان میکند ، اما در عبارت شیخ در اینجا تشویشی هست . میگوید : قسم دوم که در مقابل بعدیت قرار داشت خود شامل دو قسم است : در تبدیل یک شیء به شیء دیگر ، یک وقت هست که ماهیت شیء اول چنان است که به سوی شیء دوم حرکت میکند و بدان مستکمل میشود و شیء اول با تمام وجود خود حرکت میکند و به سوی شیء دوم میرود . اما گاهی چنین نیست ، اگر شیئی به شیء دیگر تبدیل شود شیء اول به سوی او حرکت نمیکند ، بلکه شیء اول دارای صورتی متضاد با شیء دوم است . حال اگر علتی از علل خارجی این صورت را فاسد کرد ، آن صورت متضاد جای خالی او را میگیرد . در این صورت شیء اول و دوم دو چیز هستند نه یک چیز . صبی و رجل از نوع اول این قسم است و آب و هوا نوع دوم آن . صبی با تمام وجودش به سوی رجولیت حرکت میکند ، یعنی رجولیت کمالی است که صبی آن را جستجو میکند و به سوی او میرود . اما طبیعت آب چنان نیست که بسوی هوائی برود ، یا هوا نیز چنان طبیعتی ندارد که به سوی آبی برود . آب و هوا دو صورت متضاد هستند و متقابل . اما ماده آن هم استعداد این را دارد که صورت آبی را بپذیرد و هم استعداد پذیرفتن صورت هوائی را دارد . اگر علتی خارجی مثل حرارت آمد و صورت آبی را فاسد کرد و آن را تبخیر نمود ، ماده آب صورت آبی را از دست میدهد و صورت هوائی به خود میگیرد . و برعکس ، اگر علت خارجی دیگری پیدا شد و صورت هوائی را از بین برد ، همان ماده دو مرتبه صورت آبی را میپذیرد . ( البته این مثال مطابق با طبیعیات قدیم است ) که چنین اعتقاد داشتند که هم آب به هوا تبدیل میشود و هم هوا به آب تبدیل میشود . یعنی شاید آنها چنین