درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥
سبب خودآگاهی دیوار به خودش باشد ، در حالی که هیچ وقت دیوار به خودش آگاه نیست ، و یا تصویر من در شما مناط آگاهی من به خودم نیست . در علم حصولی ، تصویر آنوقت مناط آگاهی است که آن تصویر در یک من خودآگاه قرار گیرد . سؤال : ببخشید ، یعنی میشود گفت که در علم حصولی هم ، بنابراین مقدمه ، بین عالم و علم یک وحدت و اتحادی است ؟ استاد : در علم حصولی ؟ - : بله استاد : ما اینجا حالا اسمش را ارتباط و اتصال میگذاریم ، البته اتصال هم در واقع نوعی اتحاد است . ولی حالا ما با وحدت کار نداریم . از اینجا اساسا میفهمیم که هر علم حصولی براساس علم حضوری است . اگر علم حضوری نباشد ، علم حصولی هم نیست . یعنی تصویر به نحو علم حضوری پیش من حاضر است ، و چون این تصویر به نحوی با شیء خارجی تطابق دارد میگوئیم که شیء خارجی به نحو علم حصولی پیش من حاضر است . یعنی علم همان حضور است ، و حقیقت علم ، علم حضوری است ، [ با این التفات ] که در بعضی از مراتب علم حضوری آن چیزی که پیش عالم حاضر است و آن چیزی که معلوم عالم است ، در عین اینکه خودش معلوم این عالم است ، یک شیء دیگر هم [ به تبع آن ] معلوم این عالم است . زیرا این علم عین آن شیء خارجی است ، یک نوع عینیت و تطابق با آن دارد . روانشناسها در تحلیل اینکه چطور میشود که بچه اول بار به خود آگاه میشود ، میگویند که تصویری از فلان شیء خارجی در او پیدا میشود ، و بعد او کم کم به وجود خودش پی میبرد . این حرف صحیحی نیست . [ حل این مسأله ] جز با این قابل تصویر نیست که آنچه من است و خود است ، در یک موجود خود آگاه ، عین آگاهی باشد و خودش از سنخ آگاهی باشد .