درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧
تصور نیست . فقط با برهان فلسفی از وجودش خبر میدهد . که چنین چیزی هست . سؤال : ملاک و مناط غیبت در جسم ، همان صورت جسمیه است ؟ استاد : بله . - : این وقتی که ماده هم نداشته باشد و مثلا جسم مثالی هم باشد که در آنجا بعد نیست ، باز هم صورت جسمیه هست . استاد : سؤالتان ، سؤال خوبی است . این سؤال برای مثل ملاصدرا هم مطرح است . آن بیانی که عرض کردم جواب این سؤال هم هست . هر مرتبهای از مراتب وجود ، حتی مرتبه طبیعت ، گفتیم از نوعی آگاهی که برای ما قابل تصور نیست برخوردار است ، و هر چه تکامل پیدا میکند از درجه بیشتری از آگاهی برخوردار میشود . بنابراین اگر ما جسمی داشته باشیم که این جسم ، جسم باشد ولی پایش در ماده فرو نرفته باشد ، به همان نسبت که از ماده فارغ است ، میتواند از درجهای از آگاهی برخوردار باشد . ولی باز به همان نسبت که از جسمیت خارج نیست ، در نوعی ناآگاهی است . یعنی یک موجود مثالی هم هرگز به آن درجه از شدت آگاهی نیست که یک موجود مجرد محض است . آن وقت در دیگر مراتب وجود ، هر چه وجود کاملتر میشود ، پلههای آگاهی بالا میرود و از ناآگاهی کاسته میشود . مثلا فرض کنید که یک موجودی دو بعد داشته باشد - البته حکما چنین چیزی را نمیپذیرند - به همان نسبت که از ابعادش کاسته شده ، این میتواند یک درجه خاصی از آگاهی داشته باشد . و اگر یک موجود یک بعدی داشته باشیم ، باز به همان نسبت که از ابعادش کاسته شده ، از آگاهی بیشتری برخوردار است . آن وقت وجودی که هیچ بعد نداشته باشد ، یعنی وجودش جمعتر و آزادتر باشد ، قهرا از آگاهی بیشتری برخوردار است . سؤال : این طبیعت چون دارای ماده است دارای حرکت است . و این بعد حرکت هم در واقع [ باعث ناآگاهی میشود ؟ ] استاد : بعد حرکت ، از طبیعت جدا نیست . یعنی حرکت آن وقت به انتها