درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦
چیست ؟ چرا میگوئیم فلان چیز خیر است و فلان چیز شر است ؟ حالا ما مطلقالخیر را تعریف میکنیم که اعم باشد از خیر مطلق و خیر نسبی . ما چه تصوری از یک شیء خیر داریم ؟ شیء خیر یعنی شیء مطلوب . اگر چیزی داشته باشیم که برای یک شیء دیگر خیر است ، به این معنا است که این شیء به حسب طبیعت و جبلت خودش طالب او است و او را میخواهد ، به حسب طبیعت خودش او را میخواهد . اصولا مسأله اختیار همین است . ما به چه چیزهائی شر میگوئیم ؟ شر آن چیزی است که نامطلوب است . به اعتبار نامطلوب بودن یک شیء ، آن را شر مینامیم . یعنی اگر رابطهاش را با شیء دیگر در نظر بگیریم ، آن شیء نه تنها این را نمیخواهد ، بلکه او را طرد میکند و نفی مینماید ، و در واقع از او فرار میکند . از خود کلمه خوب و بد چه تصوری دارید ؟ اگر شما میگوئید فلان چیز خوب است ، چه تصوری از خوبی دارید ؟ این مطلب را آقای طباطبائی در جلد ششم " اصول فلسفه " در مقاله اعتبارات تا حد زیادی توضیح دادهاند . یعنی ایشان از هر کس شاید بهتر این مسأله را بیان کرده است و کسی دیگر این مسأله را چنین تحلیل نکرده است . اصلا خوبی و بدی چیست ؟ مفهوم خوبی و بدی از کجا پیدا میشود ؟ اگر رابطه طلب و مطلوبی در عالم نباشد ، اگر رابطه طلبی در عالم نباشد ، اگر موجودی نباشد که طالب چیزی باشد و متقابلا طالب چیز دیگری نباشد و بلکه هارب از چیزی باشد ، اگر این مفهوم طلب و هرب در عالم نباشد ، خوب و بدی هم در عالم نیست . درست توجه کنید که اگر در عالم هیچ چیزی طالب هیچ چیزی نباشد ، و هیچ چیزی هم هارب از هیچ چیزی نباشد ، نه خوب وجود دارد و نه بد . خوبی از همین رابطه طلب پیدا میشود . وقتی میگوئیم فلان شیء خوب است ، یعنی چیزی است که دوست داشتنی است ، چیزی است که جستجو کردنی است ، به