درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧
بدون او تحقق پیدا میکند . عرض در مرتبه بعد از ماهیت و وجود معروضش .
عارض آن میشود .
رابطه فصل با نوع چون در مرحله ماهیت است ، تشکیل دهنده ماهیت و
معنی آن است . بدون فصل ، معنی و ماهیت حتی در ذهن هم قابل تصور نیست
. ولی رابطه فصل و جنس چنین نیست که بدون فصل نتوان ماهیت جنس را
تصور نمود . بلکه جنس بدون فصل تحقق ندارد. عرض خاص هم که مشخص است.
حالا میگوئیم اگر دو واجبالوجود داشته باشیم که جنس مشترکشان وجوب
وجود باشد ، باید ما به الامتیازهائی داشته باشند که آن ما به الامتیازها
فصول این دو خواهند بود . رابطه جنس و فصل چیست ؟ فصل رابطهاش تحصل
دادن است نه تشکیل دادن محض . شیخ میگوید این در جائی درست است که در
خود آن معنا وجود و تحقق عین ماهیت معنی نباشد . خود آن معنی ، که ما آن
را جنس فرض کردیم ، خود آن از نوع وجود و سنخ وجود است . یعنی همان
وجوب وجود . آن وقت اگر این بخواهد فصل داشته باشد ، لازم میآید که چیزی
که مقسم است مقوم واقع شود . " اذ قلب المقسم مقوما " [١] یعنی لازم
میآید به این که آن چیزی که شأنش تحقق بخشیدن جنس است ، تشکیل دهنده
ماهیت آن واقع شود .
بقیه مطلب برای روز بعد . عبارتهای آن طولانی و زیاد ، و این برهان
خیلی مشوش است . در روایات نیز همچو مطلبی به شکل دیگری آمده .
بنابراین باید این را آن جوری که حکما گفتهاند خوب توضیح بدهیم ، تا بعد
ببینیم آنچه را که در روایات آمده چگونه میتوانیم معنی بکنیم .
سؤال : با این بحثی که در پیرامون فصل کردیم ، این معنی را نمیدهد که
صورت هم در اشیاء یک واقعیت اصیلی است ؟
[١] [ شرح منظومه ، المقصدالاول ، الفریده الاولی ، غررفی احکام سلبیةللوجود ] .