درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
عرض میکنیم که همینجور هم باید باشد و غیر از این نمیتواند باشد . آنگاه شیخ میگوید که اگر ما معلولی داشته باشیم که دارای علتی باشد و آن علت هم خود معلول علت دیگری باشد ، هر یک از اینها خاصیت مخصوص به خود را دارند . خاصیت معلول اخیر اینست که " هو طرف بمعنی أنه لیس علة للشیء " و خاصیت وسط اینست که " أنه علة لطرف و معلول لطرف " ، یعنی برای وسط دو حیثیت قائل است : علت و معلول . در مورد خاصیت طرف دیگر نمیگوید که هو علةللوسط ، بلکه میگوید هو علة اولی مطلقة ، أنه علة للکل غیره . خاصیت او اینست که او علت اولی و علت همه آنها است . خاصیت این طرف اینست که علت اولی برای همه است و خاصیت معلول هم اینست که معلول همه میباشد . بنابراین اصل بیان شیخ بر این مبنا است که اگر چه ما در ابتدا میگوئیم این معلول وسط است و وسط معلول طرف دیگر و علت دیگر ، در واقع معنایش اینست که این معلول همه است . اگر آن علت مطلقه است این هم معلول مطلق است . در واقع همه آن علتها حکم یک علت واحد را برای آن معلول دارد . و این علت هم نه فقط علت بعد از خودش است بله علت همه است .
نکته سوم : همه واسطهها در حکم یک واسطهاند
نکته سوم اینست که میگوید واسطه چه یکی باشد و چه بیش از یکی ، فرق نمیکند ، تمام اینها در حکم واسطه واحدند . نه اینکه یک وسط است دو طرفش هم یک علت و یک معلول . بلکه اگر قبل از معلول یکی باشد که هم علت است و هم معلول و قبل از آن هم دیگری باشدکه هم علت است و هم معلول و به همین ترتیب هر چه بالابرود همه اینها در خاصیت واسطه بودن شریکند . نه به این معنا که هر کدام خودش واسطهای است برای دو طرفش ، بلکه به این معنا که همه اینها در حکم واسطه واحد هستند . یعنی وقتی به آخرین گفتیم معلول ، یعنی معلول للجمیع ، و وقتی به اولین گفتیم علت یعنی علة للجمیع . حال چه واسطه دو تا باشد و چه سه تا