درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
میگردد . نه نور ضعیف نور است و خلیطی از شیء دیگر ، و نه نور شدید نور است و خلیطی از شیء دیگر . نه تراکم نور اضافه شدن غیر نور به نور است و نه رقیق شدن نور اختلاط نور است با غیر نور . سؤال : وجوب وجود حقیقت است ؟ استاد : بله ، حقیقت است . - : پس آن طرف دیگرش که ضعف وجود است چه میشود ؟ استاد : آن را نیز ما میگوئیم حقیقت است . مطلب همین است ، که البته شیخ در اینجا این مسأله را مطرح نکرده است . اگر از ما بپرسید ، میگوئیم : بله همینطور است . ولی شیخ این مسأله را دیگر در آنجا مطرح نکرده است . اگر طرح کرده بود که دیگر مسأله اصالت وجود و وحدت وجود را طرح کرده و تمام شده بود . این مسأله را فقط در همینجا طرح کرده و همین یک کلمه را گفته و رد شده است . از همین کلمه و دو سه کلمه دیگر شبیه این است که گفتهاند شیخ اصالت وجودی است . البته شیخ حرفهای دیگری دارد که با اصالت وجود جور درنمیآید . او در اینجا فقط همین عبارت را درباب واجب گفته و رد شده است . من در حاشیه کتاب شفای خودم در اینجا احتمالی را نوشتهام که ممکن است شیخ از کسانی باشد که در عمق ذهنش قائل به دو اصل باشد ، از همین عبارت هم شاید یک خورده این امر فهمیده میشود . یعنی ممکن است که شیخ قائل به اصالت وجود در واجب و اصالت ماهیت در ممکن باشد . یعنی چنین قائل باشد که وجود در ممکنالوجود امری انتزاعی و اعتباری است ولی در واجبالوجود حقیقی و اصیل است . این احتمالی است که در حرفهای شیخ داده شده . خود شیخ در این مورد سخنی نگفته است . همینقدر آمده گفته که وجوب همان تأکد وجود است . البته ما این مطلب را قبول داریم که لازمه این سخن که وجوب وجود یعنی تأکد وجود ، این است که باید غیر از امکان ماهیت قائل به امکانی هم در وجود بشویم ، و امکان وجود یعنی