درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
جواب این است که ما در اینجا فرض کردهایم که همه واجبالوجود هستند. اگر واجبالوجود نباشند که ما بحث نداریم، اما اگر گفتیم واجب الوجودند معنیاش این است چیز مشترکی هم در این و هم در آن هست . هر معنی مشترک که در دو فرد است یا باید از قبیل جنس باشد و یا از قبیل نوع و یا از قبیل عرض عام و یا عرض خاص. میدانیم که وجوب وجود نمیتواند از نوع عوارض باشد . در کتب متأخرین اول به اثبات واجب میپردازند و بعد وحدت را اثبات میکنند . اما شیخ مثل ارسطو بحث کرده است ، یعنی اول تناهی علل را اثبات کرده است . حال این سؤال پیش میآید که آیا همانطور که اثبات میکنیم واجبالوجود فاعلی واحد است ، علت غائی هم واحد است ؟ علت مادی نهائی هم واحد است ؟ . . . شیخ میگوید ما فقط دلیل داریم که واجبالوجود واحد است . برهان میگوید که هر ممکنالوجودی از ناحیه علت فاعلی باید به یک واجبالوجود منتهی شود ، از طرف دیگر وحدت آن را اثبات میکنیم . و میگوئیم که همه غایات و مواد و ممکنات از نظر فاعل به واجبالوجود منتهی میشوند . پس واجبالوجود علت اولی است مطلقا ، یعنی نه تنها همه فاعلها به او منتهی میشود بلکه [ غایات و مواد و ممکنات نیز به او منتهی میگردد ] .