درسهای الهیات شفا 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
میخواهد ؟ برای اینکه وقتی تشنه میشود آب بنوشد . میپرسیم : نوشیدن آب
را برای چه میخواهی ؟ میگوید : برای رفع تشنگی . رفع تشنگی را برای چه
میخواهد ؟ آیا انسان رفع تشنگی را برای چیز دیگر میخواهد ؟ اگر کسی منطق
طبیعت را رها کند و به دنبال منطق عقل برود میگوید : رفع تشنگی را برای
این میخواهم که هلاک نشوم و ادامه حیات دهم . ادامه حیات برای چیست ؟
بالاخره در جائی متوقف میشود . البته یک کودک وقتی آب مینوشد اساسا
فکر نمیکند که برای ادامه حیات است ، اصلا این حرفها به عقلش نمیرسد که
این از لوازم حیات است ، او چون تشنه است آب مینوشد . دقیقا هم
همینجور است . او فعلا چون تشنه است و فقط برای رفع تشنگی آب مینوشد ،
نه اینکه صغری و کبری تشکیل دهد و نتیجه بگیرد که من باید آب را بنوشم
برای اینکه اگر آب ننوشم بدن من به قدر کافی آب ندارد ، و اگر به قدر
کافی آب نداشته باشد . بعدا اختلال پیدا میشود و من از دنیا میروم و
حیاتم از دست میرود . این چهره عقلانی کار است که نه برای حیوان و نه
برای انسان از جنبه طبیعیاش مطرح نیست .
پس یک سلسله امور برای انسان خیر است ، یعنی مؤثر بالذات است .
مثل کارهائی که انسان به خاطر لذت میکند . اگر کسی بگوید : چرا چنین
کاری را انجام دادی ؟ جواب میدهد : برای اینکه لذت ببرم . لذت برای چه
؟ لذت برای چیز دیگر نیست . از عضوی درد میکشد ، مثلا دندانش درد میکند
، دوا رویش میگذارد ، یا دندان را میکشد ، برای چه ؟ برای اینکه از درد
خلاص بشود . از درد خلاص بشود برای چه ؟ میگوید : این دیگر برای چه
نمیخواهد و متوقف میشوند . اشیائی که مطلوب انسان هستند همه به مطلوب
بالذات منتهی میشود .
پس ما درباره تناهی علل غائیه احتیاج نداریم که زیاد بحث کنیم . [١]
[١] [ نوار از اینجا تا آخر فصل در دست نبود . به همین جهت از روی جزوه دست نویس تنظیم گردیده است ] .