پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - تفاوت افراد و ظروف
مدارك زندهاى بر فضيلت هر دو دسته و آگاهى و اطّلاعشان از مكتب اسلام داريم.
پاسخ اين سؤال چيزى جز اين نيست كه «شرايط»، «ظروف» و «شخصيّتها» باهم متفاوت است؛ كسانى بودهاند كه شايد توانايى جسمى و يا استعداد روحى كافى و يا موقعيّت خاصّ اجتماعى براى ايستادن در برابر اين طوفانها را نداشتند و يا اگر مىايستادند و نابود مىشدند، مرگشان موجى ايجاد نمىكرد، ولى به عكس كسانى بودند كه به خاطر قدرت منطق، جرأت كافى در عمل و نفوذ فوق العاده اجتماعى، توانايى كافى براى چنين مبارزههايى را داشتهاند و يا با مرگ و شهادت آنها موجى عظيم به وجود مىآمد كه در بيدار ساختن و آگاه كردن مردم اثر كافى داشت، بديهى است برنامه و مسئوليّت اين دسته از دسته اوّل جدا بوده است.
مثلًا درباره «حجر بن عدى» و شش يا ده نفر ديگرى كه با او در سرزمينى نزديك شام به نام «مرج عذراء» به دست عمّال معاويه شربت شهادت نوشيدند و حاضر نشدند كلمهاى داير بر بيزارى از مكتب على عليه السلام بر زبان جارى كنند، مىخوانيم كه شهادت آنها چنان موجى در سراسر عراق، حجاز و مناطق اسلامى ايجاد كرد كه دستگاه معاويه به وحشت افتاد. امام حسين عليه السلام در نامهاى كه در آن اعمال ننگين معاويه را بر مىشمارد به او چنين خطاب مىكند:
«أَلَسْتَ قَاتِلَ حُجْرِ بنِ عَدِى أخَا كَنْدة وَ المُصَلِّينَ العَابِدِين الَّذِينَ كَانُوا يَنْكُرُونَ الظُّلْمَ وَ يَسْتَغْظِمُونَ البِدَعَ وَ لَايَخَافُونَ فِى اللّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ؛ آيا تو قاتل حجر بن عدى و نمازگزاران و عبادتكنندگانى كه بر ضدّ ظالم قيام كردند و با بدعتها مبارزه نمودند و از هيچ ملامتكنندهاى نهراسيدند، نبودى؟!».
حتّى در كتاب «اعلام الورى» مىخوانيم:
هنگامى كه معاويه براى ديدار عايشه به منزل او آمد، عايشه به شدّت به او اعتراض كرد و شهادت «حِجر» و يارانش را كه در برابر ظلم و ستم دستگاه بنى اميّه