پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - تحقيق و بررسى
فرمود: اگر چنين باشد بايد تقيّه را در شرابخوارى نيز جايز بدانى»! [١]
از اين حديث برمىآيد كه حتّى «كميت» شاعر، كه مدافعاتش از حريم اهل بيت عليهم السلام و مبارزه با دستگاه جور و ستم معروف است و سرانجام جان خود را در همين راه از دست داده، هنگامى كه در مدح بنىاميّه رعايت تقيّه مىكند، مورد مؤاخذه و سرزنش قرار مىگيرد.
٢- در مواردِ لزومِ معرّفى حق
آن جا كه بيان محتويات مكتب و معرّفى مبانى آن براى پيشبرد هدف لازم است و بدون آن هدف پايمال مىگردد، شكستن سدّ تقيّه لازم است و اگر مىبينيم در آغاز اسلام، مسلمانان كمتر از مسأله تقيّه استفاده مىكردند و حتّى با اين كه در اقليّت شديد بودند، در كنار كعبه نماز مىخواندند و از هر گونه خطر در اين راه استقبال مىكردند، يا در دوران تاريك و خفقانبار حكومت معاويه، افراد برجستهاى براى اعتلاى كلمه حق و كوبيدن ارتجاع جاهلى كه به وسيله «بنى اميّه» پياده مىشد به پا خاسته و با حمايت از مكتب «على» عليه السلام كه مكتب اصيل اسلام بود، حقايق را اعلام داشتند، و در اين راه شربت شهادت نوشيدند، نيز به خاطر همين موضوع بوده است؛ زيرا بدون آن آثار اسلام محو مىشد.
٣- تقيّه در خونريزى جايز نيست
از مواردى كه تقيّه به هيچ وجه در آن مجاز نيست، مسأله خون است؛ به اين معنا كه اگر كسى بداند، اگر دست به قتل فرد بىگناهى نزند، جان خود او احتمالًا و يا به طور قطع در خطر است، در اين جا به هيچ وجه تقيّه مجاز نيست؛ زيرا همان طور كه در روايات اسلامى وارد شده يكى از اهداف تشريع تقيّه حفظ نفوس بوده است، بنابراين چگونه ممكن است، تقيّه مجوّز از بين رفتن نفوس گردد. مرحوم
[١]. وسائل الشيعه، ج ١١، ابواب امر به معروف، باب ٢٥، ح ٧.