پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - تفسير و توضيح
از اين تعبير روشن مىشود كه «فقر يك ملّت، حتّى از مرگ و نابودى آن مهمتر است!.»
٧- در نهج البلاغه، فقر موجب نقصان دين و بر باد رفتن عقل و وسيله خشم خداوندى و خشم مردم شمرده شده است، آن جا كه امام به فرزندش مىگويد:
«يَا بُنَىَّ أَنّى أخَافُ عَلَيْكَ الفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنْهُ فَإنَّ الفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ؛ فرزندم! از فقر بر تو مىترسم از آن به خدا پناه ببر، چرا كه فقر دين انسان را ناقص و عقل و انديشه او را مشوّش و مردم را نسبت به او و او را نسبت به مردم بدبين مىسازد». [١]
هنگامى كه آيات و روايات فوق همگى در كنار هم چيده شود، درك مفاهيم آنها چندان مشكل نبوده و مىتوان از آنها چند موضوع را استفاده كرد:
١- منظور از فقرى كه مورد ستايش است، فقر به معناى بينوايى نيست، بلكه يك نوع سادگى در زندگى و مبارزه با تجمّلپرستى است كه توأم با آزادگى، بيدارى و آگاهى باشد، در برابر ثروتى كه مايه غرور، تكبّر و تجمّلپرستى مىگردد (آيه ٢٧ سوره كهف كه در بالا ذكر شد، اشاره به همين موضوع است).
٢- گاهى منظور از فقر، محروميّتهايى است كه به خاطر طرفدارى از حق در محيطهايى كه باطل بر آن حكومت مىكند، دامنگير پيروان حق مىشود. روشن است كه در اين گونه محيطها طرفداران حق براى حفظ و پيشبرد اهداف خود ناچارند تن به پارهاى از محروميّتها بدهند حديث: «من احبنا اهل البيت فليستعد للفقر جلباباً» اشاره به همان محيطهايى است كه پيروان حق از طرف طرفداران باطل در فشار بودند.
٣- يكى ديگر از معانى فقر، نياز به خداست، نه نياز به مال و ثروت، و همان است كه در حديث «الفقر فخرى» به آن اشاره شده و آيه:
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار ٣١٩.