پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣ - ٧ فرضيّه روحيّون
فرضيّه روحيّون
جامعه شناسان ماترياليست فرضيّه ديگرى براى پيدايش اعتقادات مذهبى ذكر كردهاند كه گاهى از آن به «فرضيّه روحيّون» تعبير مىكنند.
«ساموئل كينگ» جامعه شناس آمريكايى، استاد جامعهشناسى در دانشكده بروكلين در كتاب خود در اين زمينه مىنويسد:
«عقيده عمومى جامعه شناسان بر اين است كه تصوّر وجود نيروى خارق العاده و يا روح، اساس كلّيه مذاهب بشر است. «مارتز» معتقد است كه عقيده به «نيروى خارق العاده» قدمت بيشترى از فكر وجود «روح» دارد، ولى او هواخواهان زيادى نداشته است. مردم شناسان عقيده دارند، هيچ كدام از اين دو فرضيّه از ديگرى مشتق نشده است». [١]
امّا مهم اين است كه نامبرده در اين گفتار چگونگى ارتباط مذاهب را با فكر وجود روح، روشن نساخته است.
ولى «ويل دورانت» مورّخ معاصر در جلد اوّل كتاب خود در بحث «سر چشمههاى دين» سخنى دارد كه مىتواند توجيهى براى اين فرضيّه باشد، او مىگويد:
«انسان ابتدايى از اين كه در خواب، اشباحى به نظرش مىرسيده و به خصوص
[١] جامعهشناسى «كينگ»، ص ٢٠٠.