پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - تسبيح موجودات در پهنه آفرينش
ستايش از كسى به خاطر نقاط قوّت و مثبت اوست.
و به تعبير ديگر، تسبيح در برابر «صفات جلال» (صفات سلبيّه) و حمد در برابر «صفات جمال» (صفات ثبوتيّه) است، يعنى تسبيح در برابر عيوبى است كه ندارد و حمد در مقابل كمالاتى است كه دارد.
اين نيز روشن است كه تمامى ذرّات اين عالم، كوهها، درختان، پرندگان، دانههاى باران، سنگريزهها، و ذرّات سلولها و اتمها، زبان و ادراك ندارند تا جمله بندى كرده و تسبيح و حمد خدا گويند، بلكه آنها هر چه مىگويند با زبان حال و زبان تكوين است.
آنها با نظام دقيق و حيرتانگيز خود، با ساختمان موزون و حساب شده، با دقّت و ظرافتى كه در آنها به كار رفته، خلاصه با تمام هستى خود، نشانهاى از هستى آفريدگار و علم بىپايان و قدرت بىانتهاى او هستند.
همان طور كه يك بناى پر شكوه باستانى، يك قصيده يا غزل زيبا و پر معنا، يك كتاب آموزنده بامحتوا و ابتكارهاى فوق العاده، با زبان حال، ثنا خوان معمار، سراينده، و نويسنده آن است، اين آثار از ذوق، سليقه، ابتكار، ظرافت طبع و نكته سنجى ابداع كنندگان آنها حكايت مىكند، و آنها را از كج سليقگى، بىذوقى و جمود تنزيه نموده و پاك مىشمرد؛ و اين تسبيح و حمد اين آثار در برابر مبدعان آنهاست، البتّه تسبيحى محدود و ستايشى در چارچوبه معيّن، زيرا در اين جا سخن از موجود محدودى به نام انسان در ميان است.
همچنين تمام اتمهاى جهان مادّه و سلّولهاى بدن انسان، برگهاى درختان، كهكشانها، و منظومهها به صورت وسيع و نامحدودى از قدرت خلّاقيّت و ابداع، و مبرّا بودن از جهل و ضعفِ مبدأ جهان هستى سخن مىگويند. ممكن است گفته شود اگرمنظور اين است پس چرا در يكى از آيات بالا مىگويد: