پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١ - جمع بندى مباحث نخستين انگيزه گرايش به مذهب
٣- مذهب يك عامل ثبات در برابر شدايد
هيچ گاه زندگى بشر خالى از مشكلات و سختيها نبوده و در واقع زندگى، چيزى جز درگيرى و پيكار با مسائل گوناگون نيست. بدون شك در اين درگيريها علاوه بر نيروهاى جسمى، نياز به پشتوانه روانى است كه با تكيه بر آن انسان بتواند تمام قدرتهاى خود را بر ضدّ مشكلات بسيج كند و با شكست و ناكامى در يك يا چند مورد از صحنه مبارزه با مشكلات كنار نرود.
مذهب با توجّه به «اعتقاد به قدرت بىپايان خدا» مىتواند بهترين تكيهگاه معنوى و روانى براى انسان در برابر حوادث سخت زندگى باشد، و به او اميد و توان بخشد و يأس، دودلى، تحيّر و سرگردانى را از او دور سازد.
٤- مذهب عاملى براى احياى روح وظيفهشناسى
كنترلهايى كه براى انجام وظيفه در قوانين جهان مادّى پيشبينى شده و بازرسىهايى كه براى نظارت بر اجراى قوانين صورت مىگيرد محدودتر و ضعيفتر از آن است كه بتواند همه افراد را در هر شرايطى وادار به انجام وظيفه كند.
زيرا مىدانيم، اولًا؛ نمىتوان انتظار داشت كه براى هر فرد، ناظر و مراقبى تعيين كرد، و ثانياً؛ به فرض كه چنين چيزى عملى باشد، امكان دارد مراقبين از وظايف خويش منحرف شوند و يا با افراد خلافكار و مجرم و سوء استفادهكننده همكارى كنند، و با توجّه به اين همكارى، آنها با آسودگى خيال به اعمال خلاف خود ادامه دهند.
براى ايجاد يك سيستم كنترل و بازرسى همگانى و دائمى چارهاى جز اين نيست كه از عقايد درونى افراد و احياى ارزشهاى اخلاقى و وجدان، استمداد شود و با برانگيختن آنها، افراد به طور خودكار و از درون كنترل شوند.