پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - ريشه و تفسير زهد
مىباشد. بر خلاف تفسيرى كه افراد دور افتاده از مذهب درباره زهد مىكنند، زهد به معناى بيگانگى از دنيا و مظاهر مادّى نيست، بلكه به معنى عدم وابستگى و عدم حكومت و اسارت در چنگال مادّه است؛ زاهد كسى نيست كه فقير و بينوا باشد، بلكه زاهد آن است كه در عين برخوردارى، اسير مال، ثروت، جاه و مقام خود نباشد، به عبارت ديگر زاهد، كسى است كه به تشريفات و تجمّل پرستى پشتپا مىزند، تا آزادتر و آمادهتر بتواند اهداف خود را پيش برد، اگر كسى آن چنان اسير ثروت و مقام مادّى خود شود كه براى حفظ آن، تن به هر كار خلاف يا به هر گونه ذلّت و پستى دهد، دنياپرست و راغب در دنياست و نقطه مقابل آن زاهد است كه به هنگامى كه آزادگى، شخصيّت و هدف خود را در برابر حفظ ثروت و مقام در خطر مىبيند به دوّمى بىاعتنايى كرده و اوّلى را حفظ مىنمايد.
براى بدست آوردن تفسير واقعى زهد بهتر است به متون و منابع اسلامى مراجعه كنيم؛ در نهج البلاغه، على عليه السلام در دو مورد زهد را با صراحت تفسير كرده است، در مورد اوّل مىخوانيم:
«الزُهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ: قَالَ اللّهُ سُبْحَانَهُ «لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَافَاتَكُمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَ مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى المَاضِى وَ لَم يَفْرَحْ بِالآتِى فَقَدْ أَخَذَ الزُهْدَ بِطَرَفَيْهِ؛ تمام زهد در دو جمله از قرآن مجيد خلاصه شده، خداوند مىفرمايد: ... تا برگذشته تأسّف نخوريد و به آنچه داريد زياد خوشحال نباشيد، بنابراين هر كس از گذشته تأسّف نخورد و به آن چه دارد زياد دلبسته نباشد، هر دو جانب زهد را در اختيار گرفته است». [١]
از اين سخن به خوبى استفاده مىشود كه «زهد» هرگز به معناى جدايى و
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار ٤٣٩.