پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - نكتههاى مهم
بود، زيرا در اين صورت هر ملّتى و هر انسانى در تاريخ مشخّص خود، بايد چنان باشد كه هست، و غير آن نمىتواند باشد، و به گفته «آرانى» دنيا و حوادث دنيا جنبه «وجوب» دارد نه «امكان» و به همين دليل بايد در برابر آن تسليم بود. بنابراين نتيجه عقيده به چنين جبرى، تسليم مطلق در برابر وضع موجود است.
٣- طرفداران اين عقيده گاهى اين سؤال را از خود كردهاند كه اگر قانون جبر بر همه چيز حكومت مىكند، پس شما چه اصرارى بر تبليغ عقايد خود و ايجاد انقلابهاى اجتماعى داريد؟
آنها در پاسخ گاهى مىگويند: ما همانند قابلهاى هستيم كه به تولّد كودك در لحظه معيّن كه طبق قوانين طبيعى، بيرون آمدن او از رحم مادر تعيين شده، كمك مىكنيم و گاهى مىگويند اين كوششهاى ما نيز از اختيار ما بيرون است و معلول همان عوامل جبرى است!
ولى مىدانيم كه هر دو جواب بىپايه است، زيرا قبول اين كه آنها مىتوانند همچون يك قابله، به تولّد سالم نوزادهاى اجتماعى و يا تسريع در تولّد آنها كمك كنند، دليل بر اين است كه سهمى از آزادى اراده دارند و همه چيز مشمول قانون جبر نيست.
و امّا اين كه مىگويند تلاشهاى ما نيز از آثار همان قانون جبر است نيز سخن بىاساسى است، زيرا آنها در سخنرانىها و نوشتهها و تلاشهاى خود در عمل براى افراد، مسئوليّت و تعهّد قائل مىشوند، و افرادى را كه وظايف خود را انجام نمىدهند، سرزنش كرده و به باد انتقاد مىگيرند، و به عكس از افراد وظيفهشناس تقدير مىكنند، و تمام اين واكنشها را از نظر عقلى و منطقى صحيح مىدانند (نه يك واكنش جبرى غير منطقى). اينها همه نشانه آن است كه در عمل براى همه آزادى اراده قائلند. (دقت كنيد)