پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤
بنابراين اگر دانشمندانى كه در اين كشورها پرورش يافتهاند از مفاهيم مذهبى، مانند مفهوم آزادى و بسيارى از مفاهيم ديگر بيگانه باشند، جاى تعجّب نيست، و به گفته بعضى از تحصيل كردهها كه به اين كشورها مسافرت كردهاند، هنگامى كه با آنها به عنوان مثال درباره آزادى سخن گفته مىشود، به زحمت مىتوانند مفهوم اين كلمه را درك كنند و يا به هيچ وجه آن را درك نمىكنند تا چه رسد به اين كه بخواهند قضاوتى پيرامون آن كنند.
قضاوت صحيح و منطقى در صورتى براى انسان ممكن است كه در يك محيط آزاد و خالى از امواج خاص و جهتگيرى شده، قرار گيرد و مكتبها را به صورت تطبيقى در برابر هم قرار دهد و با مقايسه آنها با يكديگر به واقعيّات نزديك شود؛ و گرنه در محيطى كه حفظ سياست و اقتصادش ايجاب مىكند كه رهبران آن، چنان سانسور شديدى در مطبوعات و وسايل ارتباط جمعى برقرار سازند و نوزادان را از زايشگاه تا لحظه پايان عمر زير نظر بگيرند كه كوچكترين فكر غير ماترياليستى در مغز آنها نفوذ نكند، و اگر جرقّهاى از مغزى پريد به سرعت به عنوان «مرتجع» و «مرتد» و «تجديد نظر طلب» او را بكوبند، چگونه مىتوان انتظار داشت كه با بررسى نظام آفرينش به سرچشمههاى اين نظام پى برند ... اين از يك سو.
از سوى ديگر، آنها كه در بيرون كشورهاى كمونيستى و سوسياليستى نيز زندگى مىكنند، ممكن است از امواج تبليغات ماترياليستى آنها بر كنار نمانند- همان طور كه نماندهاند- به خصوص برگ برندهاى كه آنها در اين قمار بزرگ سياسى به دست دارند كه قسمت مهمّى از «سنگرهاى انقلابى» را در نقاط مختلف جهان به خود اختصاص دادهاند، و چهره ضدّ استعمارى به خود گرفته و در لباس قهرمانان ظاهر شدهاند، نفوذ تبليغاتشان را تسريع مىكند.