پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩ - قراين اصالت حسّ مذهبى
آن را از در بيرون كردهاند، از روزن وارد شده، و به شكلى كه براى آنان ناآشنا نباشد خود را نشان داده است!
گرچه شعارهاى دوران رنسانس حكايت از اين داشتند كه با آغاز دوران انقلاب «علوم طبيعى» جايى براى مذهب باقى نمىگذارد، امّا تأسيسات وسيع مذهبى كنونى در اروپا و آمريكا، و گرايشهاى تازهاى كه نسبت به مذهب، در شكل عرفانى، و يا اشكال ديگر، ديده مىشود، و مناطق جديدى را كه مذهبهاى شرقى در قارّه اروپا و آمريكا تسخير مىكنند، نشان مىدهد كه اين شعارها تا چه اندازه حساب نشده بودهاند.
در حقيقت تقسيماتى براى تاريخ بشر، همچون تقسيم به دوران «افسانهها» و سپس دوران «مذهب» و بعد دوران «فلسفه» و سرانجام دوران «علم»، تقسيماتى خيالى بيش نيست، كه در برابر واقعيّتهاى تاريخى، ارزش خود را از دست مىدهند، زيرا بر خلاف آن چه آنها پنداشتهاند مذهب، سيطره و نفوذ خود را در تمام اين ادوار، حفظ كرده و امروز هم در همه جوامع با تفاوتهايى وجود دارد.
بنابراين واقعيّات موجود، همگى حكايت از عموميّت مذهب، و عموميّت مذهب حكايت از اصالت حسّ مذهبى مىكند.
البتّه براى كسانى كه از دور قضاوت مىكنند و ظواهر بىبند و بارى مذهبى عدّهاى را مىبينند، ممكن است چنين اشتباهى پيش بيايد كه امروز دنيا به سرعت از مذهب فاصله مىگيرد، ولى اگر نزديكتر بياييم و توسعه و گسترش فعّاليّتهاى مذهبى و معابد گوناگون و بناهاى بزرگ و جديد مذهبى و حتّى نفوذ آن را در دانشگاههاى جهان ببينيم، قضاوت خواهيم كرد كه افكار مذهبى در حال توسعه است.
٢- پديدههاى مذهبى دليل ديگرى بر اصالت حسّ مذهبى است.