پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤ - ٢- عنصر تغيير ناپذيرى اقبال و شانس
انسان براى تغيير مسير آنها دست به دامن قواى فوق طبيعى بزند.
يادآورى اين نكته نيز لازم است كه مفهوم صحيح قضا و قدر چنان كه از منابع اسلامى استفاده مىشود- و در گذشته بيان كرديم- دو چيز است:
اوّل: عموميّت قانون علّيّت نسبت به هر چيز و اين كه هر حادثه و معلولى علّتى دارد و تقدير و اندازهگيرى هر پديدهاى نيز متناسب با وضع علّت آن مىباشد، كه آن را «قضا و قدر تكوينى» مىناميم.
دوّم: اين كه اعمال و كارهاى ما همه بايد طبق برنامه باشد، هم اصل آن، و هم اندازه و كمّيت و كيفيّتش كه آن را «قضا و قدر تشريعى» مىناميم، و ملاحظه مىكنيد كه ايمان به قضا و قدر به اين دو معناى سازنده و حركت آفرين و منطقى است.
اسلام به اندازهاى روى تأثير تلاشها و كوششها و سعى و عمل در ساختن سرنوشت هر انسانى تأكيد مىكند كه اصلًا وجود انسان را- تا چه رسد به سرنوشتش- در گرو اعمال او مىداند:
«كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» [١]، «وَ كُلُّ امرءٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ» [٢]؛ يعنى هر كس در گرو اعمال خويش است.
و به قدرى براى آزادى اراده انسان اهمّيّت و اصالت قائل است كه انسانها را سوداگران و تاجرانى معرّفى مىكند كه با خدا داد و ستد مىكنند:
« «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...»؛ خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريدارى كرده كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد». [٣]
بلكه مىگويد: خداوند از شما قرض مىگيرد يعنى انفاق در راه او يك نوع قرض
[١] سوره مدثر، آيه ٣٨
[٢] سوره طور، آيه ٢١.
[٣] سوره توبه، آيه ١١١.