پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١ - احاديث اسلامى و شفاعت
قانونشكنى برهاند و بدون آن شفاعت ممكن نيست.
٢- در كتاب كافى از امام صادق عليه السلام در نامهاى كه براى اصحابش نوشته، چنين نقل شده:
«مَنْ سَرَّهُ أنْ تَنْفَعَهُ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ عِنْدَ اللّهِ فَلْيَطْلُبُ إلَى اللّهِ أنْ يَرْضِىَ عَنْهُ». [١]
لحن اين روايت نشان مىدهد كه براى اصلاح اشتباهاتى كه در زمينه شفاعت براى بعضى از ياران امام، به طور خاص و جمعى از مسلمانان به طور عام رخ داده، صادر شده است و با صراحت شفاعتهاى تشويقكننده به گناه، در آن نفى شده است و مىفرمايد:
«هر كس دوست دارد مشمول شفاعت گردد بايد خشنودى خدا را جلب كند».
٣- در حديث پرمعناى ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«إذَا كَانَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بَعَثَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ العَالِمَ وَ العَابِدَ فَإذَا وَقَفَا بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قِيلَ لِلْعَابَدَ إنْطَلِقْ إلى الجَنَّةِ وَ قِيلَ لِلعَالِمِ قِفَ تَشْفَعْ لِلنَّاسِ بِحُسْنِ تَأدِيبِكَ لَهُمْ؛ در روز رستاخيز خداوند عالم و عابد را بر مىانگيزد، به عابد مىگويد تنها به سوى بهشت رو، امّا به عالم مىگويد براى مردمى كه تربيت كردى، شفاعت كن»! [٢]
در اين حديث پيوندى در ميان «تأديب عالم» و «شفاعت او نسبت به شاگردانش» كه مكتب او را درك كردهاند، ديده مىشود، كه مىتواند پرتوى به روى بسيارى از موارد تاريك اين بحث بيفكند؛ به علاوه اختصاص شفاعت كردن به عالم و نفى آن از عابد نشانه ديگرى است از اين كه شفاعت در منطق اسلام يك مطلب قراردادى و يا پارتىبازى نيست، بلكه يك مكتب تربيتى است، و تجسّمى از تربيت در اين جهان است.
[١]. اصول كافى، ج ٨، ص ١١.
[٢]. بحار الانوار، ج ٢، ص ١٦.