پيدايش مذاهب - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١ - نقطه شروع بحث
بر خوردهاند كه اساساً طايفه و جامعهاى بدون معتقدات و آداب و رسومى كه در واقع، كيش و مذهب بشمار مىرود، وجود ندارد. امروز در سرتاسر جهان نه تنها مذهب وجود دارد، بلكه تحقيقات دقيق نشان مىدهد، طوايف نخستين بشر نيز داراى نوعى مذهب بودهاند». [١]
مورّخ معروف معاصر «ويل دورانت» نيز در اين زمينه بحث مشروحى دارد. او پس از نقل عدم اعتقاد بعضى از اقوام نخستين به خدا و دين مىگويد:
«با وجود اين، آن چه ذكر كرديم جزو حالات نادر است و اين اعتقاد كهن كه دين موضوعى است كه عموم افراد بشر را شامل مىشود با حقيقت توافق دارد، اين قضيّه در نظر شخص فيلسوف از قضاياى اساسى تاريخ و روانشناسى به شمار مى رود .... و به اين مسأله توجّه دارد كه دين از قديمترين زمانها با تاريخ بشر همراه بوده است». [٢]
در اين جا سؤالى پيش مىآيد كه اگر بپذيريم در گذشته، همواره دين با بشر همراه بوده، لااقل اين معنا در دنياى امروز صحّت ندارد، زيرا احزاب كمونيستى بيشتر ماترياليست و فاقد دين هستند.
در پاسخ اين سؤال بايد گفت:
١- بر خلاف آن چه تصوّر مىشود مردمى كه در كشورهاى كمونيستى زندگى مىكردند، همگى كمونيست نبودند بلكه حكومت آنها كمونيستى بود، به عنوان مثال اعضاى حزب كمونيست در روسيه (شوروى سابق) از چند ميليون نفر تجاوز نمىكرد، در حالى كه جمعيّت آن حدود بيش از دويست ميليون نفر است و هنوز معتقدين به مذاهب در اين كشورها فراوانند.
[١]. جامعهشناسى كينگ، ص ١٩١ و ١٩٢.
[٢]. تاريخ تمدّن، ويل دورانت، ج ١، ص ٨٨.