برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - يأجوج و مأجوج كيانند؟
در گذشته و حال و آينده مجسم مىسازد، ترسيمى از علم نامحدود خداوند نيز هست، چرا كه مىدانيم خدا به همه آنچه در پهنه هستى بوده و خواهد بود احاطه علمى دارد، بلكه علم او از وجود اين موجودات جدا نخواهد بود- دقت كنيد.
پس به تعبير ديگر مىتوان گفت: اگر تمام اقيانوسهاى روى زمين مركب و جوهر شوند و همه درختان قلم گردند هرگز قادر نيستند آنچه در علم خداوند است رقم بزنند.
(آيه ١١٠)- اين آيه كه آخرين آيه سوره كهف است مجموعهاى است از اصول اساسى اعتقادات دينى، «توحيد» و «معاد» و «رسالت پيامبر» صلّى اللّه عليه و آله و در واقع همان چيزى است كه آغاز سوره كهف نيز با آن بوده است.
و از آنجا كه مسأله نبوت در طول تاريخش با انواع غلو و مبالغه همراه بوده است آن را چنين بيان مىكند: «بگو: من فقط بشرى همچون شما هستم (يگانه امتيازم اين است) كه بر من وحى مىشود» (قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ).
و با اين تعبير بر تمام امتيازات پندارى شرك آلودى كه پيامبران را از مرحله بشريت به مرحله الوهيت بالا مىبرد قلم سرخ مىكشد.
سپس از ميان تمام مسائلى كه وحى مىشود، انگشت روى مسأله توحيد مىگذارد و مىگويد: بر من وحى مىشود «كه معبود شما فقط يكى است» (أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ).
در اينجا تنها به مسأله توحيد اشاره شده است، زيرا توحيد تنها يك اصل از اصول دين نيست بلكه خمير مايه همه اصول و فروع اسلام است.
اگر در يك مثال ساده تعليمات دين را از اصول و فروع به دانههاى گوهرى تشبيه كنيم بايد توحيد را به آن ريسمانى تشبيه كرد كه اين دانهها را به هم پيوند مىدهد و از مجموع آن گردنبند پر ارزش و زيبايى مىسازد.
به همين دليل در احاديث مىخوانيم كه: جمله «لا اله الّا اللّه» قلعه محكم پروردگار است و هر كس در آن وارد شود از عذاب و كيفر الهى در امان است.
سومين جمله اين آيه اشاره به مسأله رستاخيز مىكند و آن را با حرف «فاء» به