برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢ - يأجوج و مأجوج كيانند؟
خسران واقعى آن است كه اصل سرمايه را نيز از كف دهد، چه سرمايهاى برتر و بالاتر از عقل و هوش و نيروهاى خدا داد و عمر و جوانى و سلامت است؟ همينها كه محصولش اعمال انسان است و عمل ما تبلورى است از نيروها و قدرتهاى ما.
هنگامى كه اين نيروها تبديل به اعمال ويرانگر يا بيهودهاى شود گوئى همه آنها گم و نابود شدهاند.
اما زيان واقعى و خسران مضاعف آنجاست كه انسان سرمايههاى مادى و معنوى خويش را در يك مسير غلط و انحرافى از دست دهد و گمان كند كار خوبى كرده است، نه از اين كوششها نتيجهاى برده، نه از زيانش درسى آموخته، و نه از تكرار اين كار در امان است.
(آيه ١٠٥)- سپس به معرفى صفات و معتقدات اين گروه زيانكار مىپردازد و چند صفت كه ريشه تمام بد بختيهاى آنهاست، بيان مىدارد.
نخست مىگويد: «آنها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان كافر شدند» (أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ).
آياتى كه چشم و گوش را بينا و شنوا مىكند، آياتى كه پردههاى غرور را در هم مىدرد، و چهره واقعيت را در برابر انسان مجسّم مىسازد، و بالاخره آياتى كه نور است و روشنايى، و آدمى را از ظلمات اوهام و پندارها بيرون آورده به سر زمين حقايق رهنمون مىگردد.
ديگر اين كه آنها بعد از فراموش كردن خدا به معاد «و لقاى او كافر شدند» (وَ لِقائِهِ).
«لقاء الله» يعنى انسان در قيامت آثار خدا را بيشتر و بهتر از هر زمان ديگر مشاهده مىكند، او را با چشم دل آشكارا مىبيند، و ايمان او نسبت به خدا يك ايمان شهودى مىشود.
آرى! تا ايمان به «معاد» در كنار ايمان به «مبدأ» قرار نگيرد و انسان احساس نكند كه قدرتى مراقب اعمال اوست روى اعمال خود حساب صحيحى نخواهد كرد، و اصلاح نخواهد شد.