برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - شأن نزول
خود را به رخ ديگران بكشند لذت مىبرند، از اين كه سوار مركب راهوار گران قيمت خود شوند و از ميان پا برهنهها بگذرند و گرد و غبار بر صورت آنها بيفشانند و تحقيرشان كنند احساس آرامش خاطر مىكنند! به هر حال قارون از اين قانون مستثنى نبود، بلكه نمونه بارز آن محسوب مىشد، قرآن در يك جمله آن را بيان كرده، مىفرمايد: «پس قارون با تمام زينت خود در برابر قومش (بنى اسرائيل) ظاهر شد» (فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ).
در اينجا- طبق معمول- مردم دو گروه شدند: اكثريت دنيا پرست كه اين صحنه خير كننده قلبشان را از جا تكان داد و آه سوزانى از دل كشيدند و آرزو كه اى كاش به جاى قارون بودند، حتى يك روز، و يك ساعت، و يك لحظه! چه زندگى شيرين و جذابى چه عالم نشاطانگيز و لذت بخشى؟
چنانكه قرآن مىگويد: «كسانى كه طالب زندگى دنيا بودند گفتند: اى كاش ما هم مثل آنچه به قارون داده شده است داشتيم»! (قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ).
«به راستى كه او بهره عظيمى (از نعمتها) دارد»! (إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ). آفرين بر قارون و بر اين ثروت سرشارش! چه جاه و جلالى؟
در حقيقت در اينجا كوره عظيم امتحان الهى داغ شد، از يك سو قارون در وسط كوره قرار گرفته، و بايد امتحان خيرهسرى خود را بدهد، و از سوى ديگر دنيا پرستان بنى اسرائيل در گردا گرد اين كوره قرار گرفتهاند.
(آيه ٨٠)- ولى در مقابل اين گروه عظيم گروه اندكى عالم و انديشمند، پرهيزگار و با ايمان كه افق فكرشان از اين مسائل برتر و بالاتر بود در آنجا حاضر بودند، كسانى كه شخصيت را با معيار زر و زور نمىسنجيدند، كسانى كه اين مغزهاى پوك را تحقير مىكردند آرى گروهى از آنها در آنجا بودند.
چنانكه قرآن مىگويد: «و كسانى كه علم و آگاهى به آنها داده شده بود صدا زدند: واى بر شما! (چه مىگوييد؟) ثواب و پاداش الهى براى كسانى كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام مىدهند بهتر است» (وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ