برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥١ - فضيلت تلاوت سوره
زودى به مادرش بر گردد و قلب او را آرام بخشد، لذا مىفرمايد: «ما همه زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم» (وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ).
طبيعى است نوزاد شير خوار چند ساعت كه مىگذرد، گرسنه مىشود، مأموران حركت كردند و دربدر دنبال دايه مىگردند، اما عجيب اين كه پستان هيچ دايهاى را نمىگيرد.
اين همان تحريم تكوينى الهى بود كه همه دايهها را بر او حرام كرده بود.
كودك پى در پى گريه مىكند و سر و صداى او درون قصر فرعون مىپيچد و قلب ملكه را به لرزه در مىآورد.
مأموران بر تلاش خود مىافزايند ناگهان در فاصله نه چندان دور به دخترى بر خورد مىكنند كه «مىگويد: من خانوادهاى را مىشناسم كه مىتوانند اين نوزاد را كفالت كنند و خير خواه او هستند آيا مىخواهيد شما را راهنمايى كنم»؟ (فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ).
من زنى از بنى اسرائيل را مىشناسم كه پستانى پر شير و قلبى پر محبت دارد؛ مأموران خوشحال شدند و مادر موسى را به قصر فرعون بردند، نوزاد هنگامى كه بوى مادر را شنيد سخت پستانش را در دهان فشرد، برق خوشحالى از چشمها جستن كرد.
وقتى موسى پستان مادر را قبول كرد هامان، وزير فرعون گفت من فكر مىكنم تو مادر واقعى او هستى، چرا در ميان اين همه زن تنها پستان تو را پذيرفت! مادر گفت: اى پادشاه! به خاطر اين است كه من زنى خوشبو هستم، و شيرم بسيار شيرين است.
حاضران اين سخن را تصديق كردند و هر كدام هديه و تحفه گران قيمتى به او دادند.
آرى! او بايد از شير پاكى همچون شير مادرش تغذيه كند تا بتواند بر ضد ناپاكيها قيام كند و با ناپاكان بستيزد.
(آيه ١٣)- و به اين ترتيب «ما موسى را به مادرش باز گردانديم تا چشمش